رمان خارجی

مرد بی‌وطن

(A man without a country)

((مرد بی‌وطن)) کتاب مزخرفی‌ست. نویسنده دیگر چیزی در چنته ندارد که درباره دنیا به ما بیاموزد. دوران شکوفایی‌اش به سر آمده و گوهر خردش در قعر دریایی از غرولند و اراجیف مدفون شده‌ است. شوخی کردم. اما باید اعتراف کنم که این ترفند را از خود کورت ونه‌گوت و کتاب اخیرش ((مرد بی‌وطن)) سرقت کرده‌ام. با این که خیلی دلم می‌خواست این راز را فاش نکنم، اما تقلید از او برای یک مدت طولانی هم کار آسانی نیست. این اثر کوتاه، که بخشی از زندگی‌نامه طنزآمیز و خشم‌آلود اوست، شاید آخرین فرصت برای بهره‌جستن از قلم منحصر به فرد و دیدگاه‌های این نویسنده برجسته آمریکایی باشد. بصیرت طنزآمیز ونه‌گات هنوز هم پشتوانه آثار بسیاری از نویسندگان است.

کاروان
9789648497908
۱۳۸۶
۱۴۴ صفحه
۱۱۹۱ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
کورت ونه‌گات
صفحه نویسنده کورت ونه‌گات
۱۶ رمان کورت ونه‌گات، نویسنده آمریکایی است و نامش با آثاری شناخته می‌شود که به جنگ، پوچی، علم‌تخیلی، طنز سیاه و انسان‌دوستی نزدیک‌اند. زندگی و کار او نشان می‌دهد ادبیات چطور می‌تواند از تجربه‌ای شخصی، تاریخی یا فرهنگی به روایتی ماندگار برسد. مسیر نویسندگی او با توجه به انسان و موقعیت شکل گرفته است. در آثارش شخصیت‌ها فقط برای پیش بردن ماجرا نیستند؛ آن‌ها با ترس، آرزو، شکست، ایمان یا انتخاب‌هایی روبه‌رو می‌شوند که به متن عمق می‌دهد. از آثار یا زمینه‌های شناخته‌شده او ...
دیگر رمان‌های کورت ونه‌گات
گالاپاگوس
گالاپاگوس
صبحانه قهرمانان
صبحانه قهرمانان نام داستان تراوت که در مجله بند جوراب سیاه چاپ شده بود (لوده رقاص) بود و مثل خیلی از داستان‌های دیگرش درباره شکستی حزن انگیز در برقراری ارتباط بود.توالی رویدادهای داستان این‌گونه بود، موجودی فضایی به نام زاگ سوار بر بشقاب پرنده به زمین آمد تا راز درمان سرطان و چگونگی پرهیز از جنگ را برای انسان فاش کند. زاگ ...
سلاخ خانه شماره 5
سلاخ خانه شماره 5 کورت ونه‌گات در 11 نوامبر 1922 در شهر ایندیاناپولیس در دوران بحری اقتصادی به دنیا آمده است، اما در آثار خود از کودکی شاد و پر نشاطش سخن می‌گوید!... در ماه دسامبر 1944 در جبهه جنگ اسیر نازی‌ها شد و در انباری زیرزمینی که محل نگهداری لاشه‌های گوشت بود، زندانی شد. در همان هنگام متفقین شهر درسدن را بمباران کردند ...
پیانوی خودنواز
پیانوی خودنواز ... پیرمرد که مبهوت افت و خیزهای آرام و منظم کلیدهای پیانوی خودنواز شده بود، گفت: «می‌بینی دکتر چه‌طور بالا و پایین می‌رن! انگار یه عاشق داره آهنگ می‌نوازه.» موزیک که به اندازه پنج سنت، خوشی نواخته بود، یک‌دفعه قطع شد. اما پیرمرد هنوز داشت فریاد می‌زد: «مو به تن آدم سیخ می‌شه دکتر. انگار یه روح پشت کلیدا نشسته ...
پسری که از دخترها فراری بود
پسری که از دخترها فراری بود منتقد ادبی و دوست قدیم‌ام، پروفسور پیتر رید از گروه انگلیسی دانشگاه مینه‌سوتا، تلاش کرد تا این داستان‌ها را از گذشته‌های دور من جمع‌آوری کند و اگر سعی و تلاش او نبود، ممکن بود این داستان‌ها هرگز روشنایی روز را نبینند. این داستان‌ها و بیست‌ و سه داستان دیگر از همین نوع در مجموعه به نام به خانه میمون خوش ...
مشاهده تمام رمان های کورت ونه‌گات
مجموعه‌ها