رمان ایرانی

همیشه از کارهای پروانه تعجب می‌کردم. اصلا به فکر آبروی آقاجونش نبود. توی خیابون بلند حرف می‌زد، به ویترین مغازه‌ها نگاه می‌کرد، گاهی هم می‌ایستاد و یک چیزایی رو به من نشون می‌داد. هر چی می‌گفتم زشته، بیا بریم، محل نمی‌ذاشت. حتی یک بار منو از اون طرف خیابون صدا کرد، اون هم به اسم کوچیک، نزدیک بود از خجالت آب بشم برم توی زمین. خدا رحم کرد که هیچ‌کدوم از داداشام اون اطراف نبودند وگرنه خدا می‌دونه چی می‌شد.

روزبهان
9789645529756
۱۳۹۰
۵۲۸ صفحه
۸۲۱ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
صفحه نویسنده پرینوش صنیعی
۴ رمان پرینوش صنیعی، با نام اصلی Parinoush Saniee، رمان‌نویس ایرانی است. و زادگاهش تهران ثبت شده. او در معرفی‌های ادبی بیشتر با مسیر نوشتن و آثاری شناخته می‌شود که جایگاهش را میان خوانندگان تثبیت کرده‌اند. اهمیت کار او فقط در تعداد کتاب‌ها یا شهرت عنوان‌ها خلاصه نمی‌شود؛ مسئله اصلی صدایی است که از خلال نوشته‌ها شکل گرفته است. برای خواندن آثارش باید به زمینه فرهنگی، زبان و زمانه‌ای توجه کرد که متن‌ها در آن ساخته شده‌اند. همین زمینه، لحن و انتخاب موضوع را روشن‌تر ...
دیگر رمان‌های پرینوش صنیعی
رنج هم‌بستگی
رنج هم‌بستگی
پدر آن دیگری
پدر آن دیگری از روزی که به خنگیم پی بردم، نسبت به این کلمه حساس شدم وقتی به این اسم صدایم می‌کردند عصبانی می‌شدم، جیغ می‌کشیدم، چیزی را می‌شکستن، یا کسی را می‌زدم و یک خرابکاری درست و حسابی راه می‌انداختم، ولی از آن لحظه که واقعیت را پذیرفتم حالت‌هایم عوض شد، با شیندن این اسم عصبانی نمی‌شدم ولی انگار چیزی راه ...
مشاهده تمام رمان های پرینوش صنیعی
مجموعه‌ها