رمان خارجی

اشک و لبخند

این کتاب شامل شصت و نه قطعه از سروده‌های «جبران» است. قطعات این مجموعه در بر دارنده عشق، امید، آرزو، ایمان و احساس شاعر است.

مهدی سرحدی
کلیدر
9789647650335
۱۳۸۴
۱۳۲ صفحه
۱۹۱۹ مشاهده
۰ نقل قول
جبران خلیل جبران
صفحه نویسنده جبران خلیل جبران
۳۷ رمان جبران خلیل جبران، نویسنده، شاعر و هنرمند لبنانی-آمریکایی، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در بشری لبنان به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبان‌های مختلف گره خورده است. مسیر کاری او با مهاجرت، هنر، شعر و نوشتن به عربی و انگلیسی شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرم‌کننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغه‌های شخصی او تبدیل شوند. شهرت او بیش از همه با «پیامبر»، ...
دیگر رمان‌های جبران خلیل جبران
پیامبر
پیامبر پیامبرِ خلیل‌جبران در چهرة «المصطفی» ظاهر می‌شود. وی بر بالای کوه، با مردم ارفالس با سخنان نافذ و شاعرانه دربارة همة مسائل حادِ جامعه مانند کار، داد و ستد، آزادی، قانون، شادی و اندوه، خوبی و بدی و دیانت حرف می‌زند. همة این سخنان بر این پایه استوارند که سرشت انسان ذاتاً خوب است و دشواری‌های زندگی او از این ...
عیسی پسر انسان
عیسی پسر انسان باراباس می‌گوید: "او را گرفتند و مرا آزاد کردند، او بالا رفت و من فرو رفتم... و من به خوبی می‌دانم این کسانی که عیسی را به جای من به صلیب کشیدند، مرا به عذابی جاویدان محکوم کردند، زیرا به صلیب کشیدن او یک ساعت بیش‌تر طول نکشید، اما من تا پایان عمر، صلیب خویش را بردوش می‌کشم. جبران‌خلیل‌جبران شاعر، نویسنده ...
شعله کبود
شعله کبود شعله کبود نامه‌های عاشقانه جبران خلیل جبران به (می زیاده) می‌باشد. این عنوان برگرفته از کتابی است با همین مضمون که توسط خانم دکتر (کارمن رویز براوو) شرق شناس اسپانیایی برگردانده شده بود. عشق میان جبران و می زیاده در نوع خود بی‌نظیر است و در تاریخ ادبیات یا آیین عشاق همتایی ندارد.
خدایان زمین و سرگشته
خدایان زمین و سرگشته این کتاب از دو بخش تشکیل شده است: بخش اول با نام خدایان زمین، شرح گفت‌وگویی شعرگونه بین سه الهه است که در زمین زاده شده‌اند و طلایه‌دار زندگی‌‌اند. بخش دوم نیز با عنوان سرگشته، مجموعه‌ای از 52 قطعه از قطعات جبران است که ایمان و احساس و طبع شاعرانة نویسنده را آشکار می‌سازند.
بال‌های شکسته
بال‌های شکسته " هجده ساله بودم که برای اولین بار، عشق چشمانم را با پرتوهای جادویی‌اش گشود و روحم را با انگشتان سوزانش لمس کرد، و سلما کرمی نخستین زنی بود که با زیبایی‌اش روحم را بیدار کرد و مرا به باغ عاطفه‌ی والا برد، آن‌جا که روزها چونان رویا می‌گذرند و شب‌هایش چونان جشن عروسی است. " جبران خلیل جبران رازهای تکان ...
مشاهده تمام رمان های جبران خلیل جبران
مجموعه‌ها