رمان خارجی

بار هستی

(L insoutenable legerete de letre)

بار هستی اثر میلان کوندرا، نویسنده چک، تفکر و کاوش درباره زندگی انسان و فاجعه تنهایی او در جهان است... چگونه بار هستی را به دوش می‌کشیم؟ آیا ((سنگینی)) بار هول‌انگیز و ((سبکی)) آن دلپذیر است؟... برداشت فلسفی و زبان نافذ کتاب،‌ از همان آغاز خواننده را با مسائل بنیادی هستی بشر روبه‌رو می‌کند و به تفکر وا می‌دارد... اگرچه شخصیت‌های کتاب واقعی نیستند، از انسان‌های واقعی، بهتر درک و احساس می‌شوند. کوندرا در توصیف قهرمانان خود می‌نویسد: ((شخصیت های رمانی که نوشته‌ام، امکانات خود من هستند که تحقق نیافته‌اند. بدین سبب تمام آنان را دوست دارم و هم هراسانم می‌کنند. آنان هر کدام از مرزی گذر کرده‌اند که من فقط آن را دور زده‌ام. آنچه مرا مجذوب می‌کند، مرزی است که از آن گذشته‌ام. مرزی که فراسوی آن خویشتن من وجود ندارد.))

قطره
9789643412258
۱۳۸۶
۳۳۶ صفحه
۴۲۳۱ مشاهده
۷۲ نقل قول
نسخه‌های دیگر
میلان کوندرا
صفحه نویسنده میلان کوندرا
۳۸ رمان میلان کوندرا، رمان‌نویس چک-فرانسوی، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در برنو به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبان‌های مختلف گره خورده است. مسیر کاری او با موسیقی، سیاست، تبعید و تأمل نظری درباره رمان شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرم‌کننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغه‌های شخصی او تبدیل شوند. شهرت او بیش از همه با «سبکی تحمل‌ناپذیر هستی»، «شوخی» و «جاودانگی» شناخته ...
دیگر رمان‌های میلان کوندرا
شوخی
شوخی ... اما اگر انسان در زندگی خصوصی خود محکوم به ابتذال باشد، آیا می‌تواند از صحنه تاریخ فرار کند؟ نه. من همیشه عقیده داشته‌ام که تناقض‌های تاریخ و زندگی خصوصی صفاتی یکسان دارند: کار هلنا در دام شوخی فریب‌آمیزی که لودویک برایش گسترده تمام می‌شود؛ کار لودویک و تمام آن دیگران در دام شوخی‌یی که تاریخ با آن‌ها کرده است ...
هویت
هویت این کتاب، در قالب داستانی نو و برگرفته از زندگی به ظاهر متعارف انسانی، حقایقی چون عشق، غریزه‌های گاه متضاد و احساساتی آمیخته با حسرت و حسادت‌های کتمان شده را هدف می‌گیرد. به طور کلی «هویت» اثر جاودان میلان کوندرا، داستانی اندیشه‌محور است و از این روی باید با تانی و بدون شتابزدگی خوانده و حتی بازخوانی شود. این رمان ...
بی‌خبری
بی‌خبری ... چیزی بسیار متفاوت از زندگی فلاکت‌بار در مهاجرت که ابرنا مدت‌ها بود تجربه می‌کرد. اولیس در سرزمین کالیپسو واقعا زندگی شیرین، راحت و شادی داشت. و با این حال، بین آن زندگی شیرین در غربت و بازگشت پرخطر به وطن، بازگشت را انتخاب کرد. به جای جست‌و‌جوی پرشور ناشناخته، قداست بخشیدن به شناخته‌شده را انتخاب کرد. به جای پایان‌ناپذیر، ...
هویت
هویت «مردا دیگه برنمی‌گردن تا نگام کنن.» او برای پیشگیری از یک بحث جدی آن عبارت را گفته بود. سعی داشت به نرم‌ترین حالت ممکن آن را بگوید؛ ولی لحنش تلخ و ناراحت بود که این مسئله برای خودش هم شگفت‌آور بود. احساس کرد این ناراحتی در چهره‌اش هم وجود دارد و بلافاصله فهمید که این مسئله باعث سوء تعبیر خواهد ...
سبکی تحمل‌ناپذیر هستی
سبکی تحمل‌ناپذیر هستی وقتی می‌خواهیم موقعیتی دراماتیک را در زندگی‌مان بیان کنیم، از اصطلاح «سنگینی» استفاده می‌کنیم. می‌گوییم آن چیز بار سنگینی بر دوشمان است. یا بار را تحمل می‌کنیم و یا زیر آن کمر خم می‌کنیم؛ با آن می‌جنگیم و در این جنگ یا پیروز می‌شویم و یا شکست می‌خوریم. اما سابینا چه حالی داشت؟ هیچ. او مردی را ترک کرده بود ...
مشاهده تمام رمان های میلان کوندرا
مجموعه‌ها