این کتاب مجموعهای از یازده داستان کوتاه با عناوین ماریاس، دربند، ماما جیمجیم، تیفوس، مریمانه، یک آدم کوچک، جمعهها، فصل نهم از کتاب ولادیمیر پراپ، شهر آخر، پیانو و من دختر نیستم است.
۱۰ رمان
شیوا ارسطویی نویسنده، شاعر و مترجم ایرانی است؛ از چهرههای ادبیات معاصر که در شعر و داستان حضوری جدی داشته است.
او از فضای شهری و تجربههای عاطفی و اجتماعی انسان امروز مینویسد؛ جهانی که در آن رابطهها ساده و بیمسئله نیستند.
در آثار ارسطویی، زبان اهمیت دارد. متن فقط حامل ماجرا نیست، بلکه با آهنگ، مکث و فشار عاطفی خودش را به خواننده نشان میدهد.
شخصیتهای او اغلب در وضعیتهایی قرار میگیرند که باید با تنهایی، میل، خاطره یا قضاوت اجتماعی روبهرو ...
ولی دیوانهوار
جدیدترین رمان شیوا ارسطویی در عین این که یکی از تکنیکیترین نوشتههای این نویسنده شناختهشده محسوب میشود، از جمله آثاری است که میتواند مخاطبهای زیادی را با خود همراه کند. زبان قصهگو و استفاد از ریتمی سریع و در عین حال تداعیهای هوشمندانه، رمان ولی دیوانهوار... را به یکی از آثار مهم این داستاننویس تبدیل کرده است. از سویی دیگر ...
من و سیمین و مصطفی
آفتاب و مهتاب
حتی اگر سیندرلا باشی و با جادو و جنبل از کلفتی نامادری و خواهرخواندههای بیلیاقت خلاص بشی، لباس خانمانه و کفشهای بلوری بپوشی باز هم باید این درد را بکشی، گیرم توی قصهها نگویند.
آمده بودم با دخترم چای بخورم
در این داستان، با نویسندهی متقاوتی سروکار داریم که با نگاه و زبانی نو و با ذهنی فارغ و آزاد از کلیشههای مرسوم، به تماشای جهانی ملموس و آشنا و مناسباتی به دیرینگی زمان نشسته است. با دریچهی تازهای که از یک زاویهی غریب و بکر باز میکند، به آنچه در زیر غبار تلخی از روزمرگی فرومانده است، تحرک و ...
او را که دیدم زیبا شدم
این کتاب روایتی رویاگونه از دختر جوانی است که به عنوان امدادگر در بیمارستانها به مراقبت از مجروحان جنگی و مصدومان دیگر مشغول است و گاه با بیماران روابط عاطفی عمیقی برقرار میکند.