مجموعه داستان خارجی

چقدر حرف نمی‌زند

نمی‌دانم از کجا شروع کنم؟ از تنهایی توی این خانه درندشت با این ویلچر که همه جا باید باهات باشد، یا خشت‌های سیاه وسط حیاط، بین آن همه خشت‌های قرمز؟ نمی‌دانم تا به حال شده روی صندلی چرخ‌دار بنشینی، لختی کف پات را بگذاری روی جا پای فلزی‌اش؟ موقعی که از تخت خودت را می‌اندازی روی آن و پاهایت را محکم می‌کنی تا دست‌هایت را روی تایر کثیفش بلغزانی، حرکت کنی از این اتاق به آن اتاق. روی خشت‌های حیاط، دور حوض، و آن موقع است که سرما از کف پاهایت شروع به بالا آمدن می‌کند. به زانو و کمرت می‌رسد. درد باعث می‌شود چشمانت را برای چند لحظه هم که شده ببندی، دندان‌هایت را به هم فشاری. بعد دست بکشی به پاهایی که روزی باهاش توی کوچه‌های امیر خیز و پشت‌بام‌ها می‌دویدی و آخرین دستور و فرمان امام را می‌انداختی توی حیاط‌ها.

سوره مهر
9789641750116
۱۳۸۹
۲۰۸ صفحه
۸۶۱ مشاهده
۰ نقل قول
جمعی از نویسندگان
صفحه نویسنده جمعی از نویسندگان
۲۸۸ رمان ...
دیگر رمان‌های جمعی از نویسندگان
قصه‌هایی برای 10 ساله‌ها
قصه‌هایی برای 10 ساله‌ها قصه‌هایی برای ده ساله‌ها، مجموعه 9 قصه است. قصه‌هایی مثل: مادربزرگ دزد دریایی، پسری که با دلفین‌ها شنا می‌کند و دوقلوهایی که مومیایی مصری را می‌گیرند را بخوان! همان‌طور که از اسم قصه‌ها پیداست، هر قصه حال و هوای خاصی دارد و این تنوع باعث می‌شود که این مجموعه بسیار جذاب و سرگرم‌کننده باشد. بهتر است قصه‌ها را بخوانید، تا ...
قرار بازی (داستان‌هایی از زنان نویسنده غربی) مجموعه داستان
قرار بازی (داستان‌هایی از زنان نویسنده غربی) مجموعه داستان ... فران به آشپزخانه رفت. لیز کمی به سوی پنجره متمایل شد و نگاهی به اطراف انداخت. آپارتمان رو به غرب بود. گرچه از ارتفاع نگاه می کرد، اما در مورد جهت دیدش مطمئن بود. هنوز عادت به دیدن چنین منظره‌هایی از آن ارتفاع را نداشت و این که به راحتی شاهد زندگی دیگران باشد...
داستان‌های برگزیده
داستان‌های برگزیده داستان‌های این کتاب از میان بهترین آثار چند نویسنده‌ی خارجی که همه از مشهورترین داستان‌سرایان جهانند برای خوانندگان جوان برگزیده شده است. این داستان‌ها که در انتخاب آن‌ها سعی فراوان به کار رفته، گذشته از آن که در خور فهم و استفاده جوانان است با زبان دل‌پذیر افسانه، آنان را به راه راستی، مردم‌دوستی و جوانمردی می‌خواند و دل‌های پاک ...
زنی که منم نامش زهراست
زنی که منم نامش زهراست مه نشسته بود میان نخل‌ها. دمدمه‌های صبح بود که تو می‌خواستی بیایی دست زنی را که من بوده‌ام بگیری. از میان آب‌های هور ببری. از دود آتش دور کنی. طافت طاق شده بود و آنقدر تیز آمدی که گوشه لباس بلند سفیدت که سرخ شده نمی‌بینی، نمی‌بینی که زخمی شدی و ...
طوطی بی‌ادب سرهنگ (داستان‌های کوتاه از زندگی ما) مجموعه داستان
طوطی بی‌ادب سرهنگ (داستان‌های کوتاه از زندگی ما) مجموعه داستان مهم بودن در نگاه دیگران را فراموش کن. روزنامه روز شنبه، زباله روز یکشنبه است. زندگی کن به شیوه خودت، با باورها و ایمان قلبی خودت. مردم دلشان می‌خواهد موضوعی برای گفت و گو داشته باشند، برایشان فرقی نمی‌کند چگونه هستی، هر جور که باشی حرفی برای گفتن دارند. شاد باش و از زندگیت لذت ببر. برای کسی که ...
مشاهده تمام رمان های جمعی از نویسندگان
مجموعه‌ها