رمان ایرانی

راز هستی

از بس گریه کرده بودم، به هق هق افتادم. به دنبال او تا کنار در ورودی رفتم و جلوی پایش زانو زدم. پایش را گرفتم و خواهش کردم. به او التماس کردم. هر چه مویه کردم، نتیجه‌ای ندیدم. او پایش را کشید و با سنگدلی تمام بیرون رفت و در را پشت سرش بست. حس می‌کردم میان گرداب عمیقی دست و پا می‌زنم. التماس و تضرع آمیخته با نومیدی راه گلویم را بسته بود. تمام تنم یخ کرده و زانوهایم به شدت می‌لرزید. ضعف داشتم...

9786009096664
۱۳۸۸
۳۳۸ صفحه
۵۱۵ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده مریم حسینی
۳ رمان مریم حسینی، با نام اصلی Maryam Hosseini، مقاله‌نویس ایرانی است. او در 1962 به دنیا آمد. او در معرفی‌های ادبی بیشتر با مسیر نوشتن و آثاری شناخته می‌شود که جایگاهش را میان خوانندگان تثبیت کرده‌اند. اهمیت کار او فقط در تعداد کتاب‌ها یا شهرت عنوان‌ها خلاصه نمی‌شود؛ مسئله اصلی صدایی است که از خلال نوشته‌ها شکل گرفته است. برای خواندن آثارش باید به زمینه فرهنگی، زبان و زمانه‌ای توجه کرد که متن‌ها در آن ساخته شده‌اند. همین زمینه، لحن و انتخاب موضوع را ...
دیگر رمان‌های مریم حسینی
قصه عشق من
قصه عشق من هم‌چنان مات و مبهوت به سخنانش گوش می‌کردم و اشک می‌ریختم. به منطقه با صفا و زیبایی سعدیه رسیده بودیم. فضای روحانی و زیبای آنجا زیر نور چراغ‌های رنگارنگ، زیباتر و دل‌انگیزتر از هر زمانی بود. اتومبیل را که متوقف کرد، برگشت و اشکهایم را از روی صورتم پاک کرد...
عطرین
عطرین لبخندی از رضایت روی لب‌های سعید نشست، ولی غمی جانکاه دوباره به دلش هجوم آورد. یعنی اگر او جریان را بفهمد، چه عکس‌العملی نشان می‌دهد؟ شاید برای همیشه او را ترک کند. نه نه از این اندیشه چهار ستون بدنش به لرزه افتاد، باید به او می‌گفت و خود را از این جهنم نجات می‌داد..
مشاهده تمام رمان های مریم حسینی
مجموعه‌ها