رمان خارجی

یادداشت‌ها

(Diaries)

همه ویژگیهای شخصیت جذاب و وقایع زندگی پر شور و سودای کافکا در این کتاب بازتاب یافته است. در این یادداشت‌ها که بخش اصلی زندگی‌اش، از 1910 تا 1923 را در بر می‌گیرد، بسیاری از اندیشه‌های ادبی، قطعات کوتاه نمایشی، رویاها و کابوس‌ها، آغاز یا بخش‌هایی از داستان‌ها و رمان‌هایش را آورده و حوادث کوچک و بزرگ زندگی‌اش را، گاه با طنزی سبک‌بارانه و گاه با شرحی دقیق و تکان‌دهنده به ثبت رسانده است.

نیلوفر
9789641133766
۱۳۷۹
۶۴۸ صفحه
۱۹۱۶ مشاهده
۰ نقل قول
فرانتس کافکا
صفحه نویسنده فرانتس کافکا
۵۴ رمان فرانتس کافکا، نویسنده آلمانی‌زبان اهل پراگ، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در پراگِ امپراتوری اتریش-مجارستان به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبان‌های مختلف گره خورده است. مسیر کاری او با کار اداری، نوشتن شبانه و زیستن در حاشیه زبان و هویت شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرم‌کننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغه‌های شخصی او تبدیل شوند. شهرت او بیش از همه با ...
دیگر رمان‌های فرانتس کافکا
مسخ و داستان‌های دیگر به همراه پیام کافکا
مسخ و داستان‌های دیگر به همراه پیام کافکا رساترین تعریفی که می‌توانیم از هنر به دست دهیم این است: زیبایی به اضافه دریغ. هر جا زیبایی هست، دریغ هم هست، به این دلیل ساده که زیبایی محکوم به فناست. زیبایی همیشه می‌میرد، وقتی ماده بمیرد، رفتار هم می‌میرد، وقتی فرد بمیرد، جهان هم می‌میرد. اگر کسی مسخ کافکا را چیزی بیش از یک خیالپردازی حشره شناسانه بداند، به ...
نامه ها به اوتلا و خانواده
نامه ها به اوتلا و خانواده این کتاب حاوی صدوبیست نامه کافکا است، از سال ۱۹۰۹ تا چند روز پیش از مرگش در سال ۱۹۲۴، به کوچکترین و عزیزترین و نزدیکترین خواهرش اوتلا، همراه با وقفه‌هایی گاه کوتاه و گاه طولانی. اوتلا تنها فرد خانواده بود که کافکا به او اعتماد کامل داشت. از این رو سخنی به‌گزاف نخواهد بود اگر مدعی شویم این نامه‌ها چهره ...
تئاتر اکلاهما
تئاتر اکلاهما «تئاتر اوکلاهما» قطعه‌ای کوتاه اما به‌شدت فشرده و نمادین از فرانتس کافکاست که در اصل فصل پایانی رمان ناتمام او «آمریکا» یا «مردی که ناپدید شد» را تشکیل می‌دهد. هرچند این متن در نسخه‌های مدرن اغلب به‌صورت مستقل و در حجمی حدود ۶۰ تا ۷۰ صفحه منتشر می‌شود، اما جایگاه آن در منظومه فکری کافکا بسیار فراتر از یک فصل ...
دیوار
دیوار توم بی‌آنکه به من نگاه کند دستم را گرفت. ‹‹پابلو من از خودم می‌پرسم... از خودم می‌پرسم آیا راست است که آدم نیست و نابود می‌شود؟›› من دستم را بیرون کشیدم و گفتم:‹‹کثافت‌مآب. میان پایت را نگاه کن.›› به قدر یک حوضچه آب بین پاهایش بود و قطره‌ها از شلوارش می‌چکید. به حال وحشت‌زده گفت: این چیست؟ گفتم تو شلوارت شاشیدی. از جا در رفت و ...
بلوم فلد عزب میان‌سال
بلوم فلد عزب میان‌سال ضمن اینکه به زودی توپ‌ها خسته خواهند شد، به زیر کمد خواند غلتید، و آرام خواهند گرفت. بلوم فلد، به رغم نتیجه‌گیری، با عصبانیتی خاص توپ را به زمین می‌کوبد. عجیب این است که رویه نازک و تقریبا شفاف آن توپ سلولزی به زمین که می‌خورد نمی‌شکند و توپ‌ها بدون لحظه‌ای توقف،‌ جست و خیز کوتاه و هم ‌آهنگ خود ...
مشاهده تمام رمان های فرانتس کافکا
مجموعه‌ها