او را صدا میکردم: ((فرانچسکو))، ولی او حرکتی نمیکرد. باز صدایش میکردم: ((فرانچسکو...)) به فکر میافتادم که شاید در زندان کر شده باشد، و دیگر صدایم تا ابد به گوش او نرسد.
۱۱ رمان
آلبا د سسپدس نویسنده کوبایی-ایتالیایی است که رمانهایش با زندگی زنان، فشارهای خانوادگی و میل به استقلال پیوندی جدی دارد.
او در رم به دنیا آمد و در فضایی چندفرهنگی رشد کرد؛ همین زمینه باعث شد نگاهش به هویت، زبان و جایگاه زن از مرزهای محدود ملی فراتر برود.
آثارش اغلب از زندگی روزمره شروع میشوند، اما به سرعت به لایههای پنهان رابطه، سکوت، سرکوب و انتخاب میرسند.
در نثر د سسپدس، خانه و خانواده فقط فضای خصوصی نیستند؛ صحنهایاند که قدرت، عشق، ...
درخت تلخ
«بار دیگر سرش را روی نازبالش گذاشت تا به خواب برود. ولی در زیر آن پلکهای فروبسته، همچنان بیدار بود. و شوهرش هم میدانست که او بیدار است. میدانست که دارد خواب خود را مرور میکند. آنطور که واقعا خواب دیده بود، نه آنطور که برای او تعریف کرده بود. آری، همسرش چشمان خود را بسته بود. انگار دری را ...
1 دستهگل بنفشه
عروسک فرنگی
جولیو بروجینی، مردی جا افتاده و مشاور موفق حقوقی، خواسته یا ناخواسته، از روی عشق یا هوس، شبانهروز به ایوانا میاندیشد. دختری نه زشت و نه زیبا، نه دوستداشتنی و نه نفرتانگیز، دختری که ساده است و نیست، معصوم است و نیست، دختری که به رغم روزمرگی درنیافتنی است.
آنچه جولیو را در خود کشیده است اگرچه بنا به گفتههایش ...
دفترچه ممنوع
خیلی بد کاری کردم که این دفترچه را خریدم، اما حالا دیگر خیلی دیر شده که افسوس بخورم، دیگر کاری است که شده. حتی نمیدانم چه چیزی مرا وادار کرد که آن را بخرم، چون هرگر تصمیم نگرفته بودم که برای خودم یادداشت محرمانهای داشته باشم و چون باید این نوع دفترچهها را در جایی نگه داشت که کسی نفهمد، ...