رمان خارجی

اسیر گهواره

(Prisonnier au berceau)

دو هزار سال تنها بودم- تمام دوران کودکیم. هیچ‌کس مسئول این تنهایی نیست، من سکوت می‌نوشیدم و از آسمان آبی تغذیه می‌کردم. انتظار می‌کشیدم. بین من و دنیا حصاری وجود داشت که روی آن فرشته‌ای که در دست چپ یک گل ادریسی- نوعی گلوله برفی آبی رنگ- داشت، پاسداری می‌کرد. نسبت‌های حقیقی زندگی ما را- که بخش اعظم آن نامشهود است- نقاشان هنر رومی دریافته‌ بودند: کلیسایی که کف یک دست جا می‌گیرد. کتابی که پهناوری آسمان است- و هیچ چیز هرگز به گشودگی چهره‌ای شادمان از شگفتی عشق ورزیدن نخواهد بود. هر کس، حتی از دست رفته‌ترین انسان‌، در روح و جانش کلبه‌ای، و در ورودی آن زنگوله‌ای دارد. گاه باد زنگوله را تکان می‌دهد.

مهوش قویمی
آشیان
9789647518352
۱۳۹۰
۱۲۰ صفحه
۲۲۲۰ مشاهده
۰ نقل قول
کریستین بوبن
صفحه نویسنده کریستین بوبن
۴۸ رمان کریستین بوبن، نویسنده و شاعر فرانسوی، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در لو کروزو فرانسه به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبان‌های مختلف گره خورده است. مسیر کاری او با نثر شاعرانه، خلوت‌گزینی و تأمل در زندگی روزمره شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرم‌کننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغه‌های شخصی او تبدیل شوند. شهرت او بیش از همه با «رفیق اعلی»، «فراتر ...
دیگر رمان‌های کریستین بوبن
غیر منتظره
غیر منتظره این‌ها جزئی از افکاری بودند که شما ـ وقتی نگاهتان می‌کردم ـ به من می‌دادید. شما امروز را به سمت زمستان آینده پیش می‌برید. این را مانند دسته گلی تازه میان بازوان برهنه‌تان می‌فشارید و ناگهان دریافتم که دیگر هرگز به زندگی من باز نخواهید گشت. دریافتم که من بدون دیدار مجدد شما خواهم مرد: فردا برای نور بخشیدن به ...
بهت
بهت کریستین بوبن بار دیگر با بیان لطیف خود کتابی را در پانزده روایت ارائه کرده است. پرتره وجودهای عزیز (پدرش) برخوردهای تصادفی (ماریا و کودک کولی)، شخصیت‌اهی رازآلود (سولاژ و گلن گولد)، الهامات و سرانجام نامه‌ای طولانی به معشوقه از دست رفته‌اش (فراتر از بودن)
فراتر از بودن
فراتر از بودن سال‌ها از مردن همسر او می‌گذرد. اما با گذشت زمان بسیار هنوز باور ندارد که همسرش را از دست داده است.
ستایش هیچ
ستایش هیچ عشق تنهایی را دور نمی‌سازد آن را کامل می‌کند. عشق کسی را که دوست دارد اندوهگین نمی‌سازد. غمگین نمی‌کند. عشق آزادی‌ست آزادی با خوش‌بختی نمی‌آید با شادی هم‌خوان است
ژه (پالتویی)
ژه (پالتویی) ژه دوهزار و سیصد و چهل و دو روز از مرگش گذشته بود که شروع به لبخند زدن کرد. در ابتدا، هیچ کس این لبخند را نمی‌دید. بر سر چیزهایی که هیچ کس نمی‌بیند، چه می‌آید؟ رشد می‌کنند. هر چیزی که رشد می‌کند، در ناپیدا رشد می‌کند و با گذشت زمان، قدرت بیش‌تر و مکان بیش‌تری می‌گیرد. پس لبخند ژه که از ...
مشاهده تمام رمان های کریستین بوبن
مجموعه‌ها