۱۳ رمان
توماس مان، نویسنده آلمانی و برنده نوبل ادبیات است و نامش با آثاری پیوند خورده که به فرهنگ اروپایی، بیماری، طبقه، زمان و زوال نزدیکاند. این معرفی قرار نیست فهرستوار باشد؛ مهمتر این است که بفهمیم خواننده چرا به سمت کتابهای او میرود.
در کار او، روایت معمولاً از یک نیاز روشن شروع میشود: گفتن قصه، ساختن جهان، ثبت تجربه، یا نزدیک شدن به مسئلهای انسانی. همین نقطه شروع باعث میشود متن فقط اطلاعات ندهد و حالوهوایی مستقل پیدا کند.
از آثار ...
آقای فریدمن کوچک و داستانهای دیگر
این داستان غمانگیز مردی گوژپشت عملا نقطهی عطفی در داستان زندگی شخصی من شد که مایهی اصلی همهی کارهایم گشت و بعد در تکتک داستانهایم تم اصلی را پدید آورد. شخصیت اصلی داستان مردی است که با نقص مادرزادی و طبیعی خودش به شکلی زیرکانه کنار آمده و به گونهای صلحجویانه و فلسفی سرنوشتاش را پذیرفته است و در زندگیاش ...
بودنبروکها (زوال یک خاندان)
توماس از لحظه تولد به عنوان بازرگان و مالک آینده تجارتخانه در نظر گرفته شده بود و در مدرسه قدیمی که تاقیهای گوتیک داشت در بخش علوم کاربردی تحصیل میکرد. او نوجوانی بود باهوش، پرتحرک و فهیم. کریستیان شاگرد دبیرستان بود و از لحاظ استعداد از توماس چیزی کم نداشت، ولی کمتر از او جدی مینمود. هر وقت کریستیان با ...
تونیو کروگر
تونیو کروگر یکی از بهترین و مشهورترین داستانهای توماس مان است این داستان که در 1904 کمی پس از بودنبرگ رمان بزرگ دوران جوانی توماس مان نوشته شده است از نظر موضوع به آن وابسته است و نام خود را نیز از آن کتاب گرفته است. حوادث داستان انگشت شمارند. تونیو پس از گذراندن دوره کودکی و نوجوانیاش در مونیخ ...
میراثداران گوگول (4 مقاله از توماس مان درباره ادبیات روسیه)
توماس مان، نویسنده نامور آلمانی و برنده جایزه ادبی نوبل سال 1929، از ستایشگران پرشور ادبیات روسیه بود. وی از هر فرصتی برای ابراز ارادت انتقادی به بزرگان ادبیات روسیه سود جست و هرگز تاثر خود از آنان را پنهان نکرد. مان که تنها رمان و داستان نمینوشت، بلکه در مقالهنویسی نیز ید طولانی داشت مقالههایی درباره ادبیات روسیه و ...
کوه جادو
پس حال آقای ستمبرینی در اتاق و آن نور خیره کننده ایستاده بود، هانس کاستورپ که بر آرنجها تکیه داده به سمت در برگشته بود، چشمکزنان بازشناختش، و همین که شناختش سرخ شد. مثل همیشه ستمبرینی کت ضخیمش را با آن برگردانهای پهن پوشیده بود، یقهای نه چندان نو نوار بر آن انداخته بود، و شلوار چهار خانهاش را نیز ...