سادهدل به حساب عادت، با دمیدن خورشید و به بانگ خروس از خواب برخاست. او همچون جماعت اعیان نبود که کسل و بیحال تا وقتی که خورشید به نصفالنهار برسد در رختخواب میلولند، نه میتوانند بخوابند و نه میتوانند برخیزند.
۹ رمان
ولتر نویسنده و فیلسوف فرانسوی عصر روشنگری است؛ از چهرههای بزرگ نقد تعصب، استبداد و جهل در اروپا است.
او با پاریس، فرانسه پیوند دارد و همین زمینه، مستقیم یا غیرمستقیم، در نوع نگاه و جهان روایی او دیده میشود.
آثاری مانند «کاندید» با طنز و کنایه، خوشبینی سادهدلانه و خشونت جهان را به چالش میکشند.
ولتر کوتاه، تیز و کنایهآمیز مینویسد؛ جملههایش برای فکر کردن و گاهی برای نیش زدن ساخته شدهاند.
اثر او بر آزادی اندیشه، نقد دین سازمانیافته و سنت روشنگری ...
سادهدل
سادهدل به حساب عادت، با دمیدن خورشید و به بانگ خروس از خواب برخاست. او همچون جماعت اعیان نبود که کسل و بیحال تا وقتی که خورشید به نصفالنهار برسد در رختخواب میلولند، نه میتوانند بخوابند و نه میتوانند برخیزند.
شاهزاده خانم بابل و چند داستان دیگر
جوانی در عنفوان شباب به قصد تحری حقیقت به راه میافتد، ولی در هیچ جا جز گمراهی و تعصب و کوته فکری چیزی نمیبیند. در همه جا کشیشان و روحانیان زیان کسان را از پی سود خویش میجویند و دین و آیین را پیش میکشند. و مردم به بهانههای واهی نقشهها بر میانگیزند و خون یکدیگر را میریزند، در این ...
کاندید یا خوشبینی
ولتر با طرح این داستان طنزآمیز لایبنیتس، فیلسوف نامدار آلمانی، را که میگفت: «جهان ما بهترین جهانهاست»، سخت نکوهش میکند و میگوید جهان پر از فقر، بیماری و نادانی است و این همه لطف هستی را ضایع گردانیده است. وی تباهیها را آفریده دست تقدیر نمیداند و میگوید از عقایدی که آدمی را به تحمل جور و ستم اندرز میدهد ...
کاندید یا خوشباوری
کاندید پرسید: «حقیقت دارد که مردم همیشه در پاریس خنداناند؟»
کشیش پاسخ گفت: «بله، اما از روی دلخوری و عصبانیت؛ چون مردم با قهقهههای بلند از همهچیز مینالند. اینجا حتی نفرتانگیزترین کارها را با خنده انجام میدهند.»