رمان خارجی

اسکار و بانوی صورتی‌پوش

(Oscar et la dame rose)

اریک امانوئل اشمیت در دهه اخیر پر خواننده ترین نویسنده جهان شناخته شده است. درونمایه‌ی اصلی آثار او رویکردهای مذهبی و عرفانی است وی غالبا موضوعات پیچیده فلسفی را با کلامی ساده و قابل فهم برای مخاطبان خود ارائه می‌دهد. کتاب حاضر "اسکار و بانوی صورتی پوش" راز و نیاز‌های پسر بچه بیماری با خداست در این کتاب علاوه بر پرداختن به موضوعات فلسفی و عرفانی، به جایگاه ویژه‌ی کودک در محیط خانواده نیز اشاره می‌شود این کتاب در سال 2002 برنده‌ی جایزه‌ای در فرانسه شد.

دات
9789648898118
۱۳۹۰
۸۰ صفحه
۱۴۷۷ مشاهده
۱ نقل قول
نسخه‌های دیگر
اریک امانوئل اشمیت
صفحه نویسنده اریک امانوئل اشمیت
۵۶ رمان اریک امانوئل اشمیت، نمایشنامه‌نویس و رمان‌نویس فرانسوی-بلژیکی، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در نزدیکی لیون فرانسه به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبان‌های مختلف گره خورده است. مسیر کاری او با فلسفه، نمایشنامه‌نویسی و روایت‌های کوتاه انسانی شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرم‌کننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغه‌های شخصی او تبدیل شوند. شهرت او بیش از همه با «اسکار و خانم صورتی»، ...
دیگر رمان‌های اریک امانوئل اشمیت
فردریک یا تاتر بولوار
فردریک یا تاتر بولوار در تاتر بولوار هستیم. تاتری که صحنه زندگی را تصویر می‌کند. در آن‌جا عشق، کینه و دسیسه انسان‌ها را به یکدیگر پیوند می‌دهد. اریک امانوئل اشمیت در این نمایش‌نامه از زندگی بازیگر بنام رمانتیک، فردریک لومتر الهام گرفته است. بازیگری که از هیچ چیز پروا ندارد به جز عشق و آن‌گاه که دل در گرو مهر زن جوان مرموزی می‌نهد، باید ...
فلیکس و سرچشمه اسرار
فلیکس و سرچشمه اسرار به ماورای آنچه پیداست نگاه کن، دنبال روحی بگرد که در پس این ظهور، چیزها رو آشکار میکنه و از نیروی جهان که اونو به تو عرضه میکنه، تغذیه کن. سرچشمه ی اسرار همه جا هست، هرکس خوب نگاه کنه، سرانجام اونو میبینه. برگرفته از متن کتاب فلیکس پسر سیاه پوست دوازده ساله ای است که با مادرش فاتو در پاریس زندگی ...
اکسیر عشق
اکسیر عشق «آیا عشق فرآیندی شیمیایی است یا اعجازی روحانی؟ و آیا راهی خطاناپذیر برای شعله‌ور کردن اشتیاق وجود دارد؟ چیزی شبیه اکسیری که زمانی تریستان و ایزو را یگانه کرده بود و یا آنکه ما در دوست داشتن کاملا آزادیم؟» آدام و لوییز، عاشقانی قدیمی، پس از زندگی مشترک و رویاگونه، حال با فرسنگ‌ها فاصله از یکدیگر ـ مرد در پاریس ...
کشتی‌گیری که چاق نمی‌شد
کشتی‌گیری که چاق نمی‌شد از آنجایی که من لاغر و دراز و بی‌حال و وارفته بودم، وقتی که شومینتسو از جلویم رد می‌شد، فریاد می‌کشید: من یم مرد تنومند رو تو وجود تو می‌بینیم. کفری‌کننده بود! من از روبه‌رو مثل پوست خشک‌شده یک شاه‌ماهی بودم که بر روی یک چوب کبریت قرار گرفته بود؛ از نیم‌رخ... کسی نمی‌توانست از نیم‌رخ مرا ببیند، من تنها از دو ...
سگ
سگ وقتی به او نزدیک شدم و بیش از یک متر از او فاصله نداشتم زوزه‌ای تیز سر داد و می‌کوشید که پوزه‌اش را از لای سیم‌های خاردار به من برساند. من به سمت او خم شده بودم و گرمی نفس و رطوبت نوک پوزه‌اش را بر کف دستم حس می‌کردم. دستم را می‌بوسید. آن‌وقت نوبت من بود که با او ...
مشاهده تمام رمان های اریک امانوئل اشمیت
مجموعه‌ها