۶۷ رمان
پائولو کوئیلو نویسنده برزیلی است که نامش برای بسیاری از خوانندگان با رمان «کیمیاگر» گره خورده است. او در ریو دو ژانیرو به دنیا آمد و پیش از شهرت جهانی، تجربههایی در ترانهسرایی، روزنامهنگاری و تئاتر داشت.
مسیر زندگی او همیشه خطی و آرام نبود؛ جستوجو، سفر، بحرانهای شخصی و میل به معنا در زندگیاش پررنگ بود. همین تجربهها بعدها در داستانهایش به شکل سفرهای درونی، نشانهها و تصمیمهای سرنوشتساز برگشتند.
«کیمیاگر» او را به نویسندهای جهانی تبدیل کرد؛ کتابی ساده و ...
رازگشایی کیمیاگر
در این کتاب، آیخلبرگر، روانکاو شهیر با سچاوینسکی، روزنامهنگار و فیلسوف صاحبنام، دربارة ایدهها، اندیشهها و احساسات گوناگونی که پائولو کوئیلو در کیمیاگر مطرح میکند، گفت و گو میکنند. رازگشایی کیمیاگر نقشهای برای سیر در داستان کوئیلو و کلیدی برای گشودن معماهای این کتاب است. نویسندگان این کتاب، در نمادگرایی طنینانداز در کیمیاگر، کندوکاو میکنند و ادعا میکنند کوئیلو در ...
عشق (نقل قولهای منتخب از پائولو کوئیلو)
عشق نه بزرگ است نه کوچک. عشق به سادگی خود عشق است. نمیتوان آن را به سان جادهای با متر و کیلومتر اندازه گرفت. اگر چنین کردی بدان که احساس ناب خود را با آنچه دیگران میگویند یا آنچه در امیدش بودهای، قیاس کردهای. با این کار تنها داستانهای دیگران را شنوا خواهی شد و از ادامه مسیر خود باز ...
والکریها
پائولو تازه کتاب کیمیاگر را نوشته و به استاد جادوگریاش، جی، نشان داده است. جی از خواندن کیمیاگر خوشحال میشود، اما معتقد است که پائولو باید قبل از هر چیز ماجراهایی را از گذشتهاش فراموش کند و به همین دلیل به او توصیه میکند " فرشتهاش را ببیند."
اما پائولو نمیداند چگونه این کار را بکند. به همین دلیل همراه با ...
11 دقیقه
... و ناگهان... زن گناهکار شهر، حاضر شد... زنی که میدانست مسیح در خانه مرد فریسی در حال غذا خوردن است... بطری مرمرین محتوی معجون را برداشت. پشت سر او ایستاد. کنار پاهایش نشست...
پاهایش را با اشک چشمانش شستشو داد... پاهایش را با موی سرش خشک کرد... پاهایش را بوسید... پاهایش را با معجون تقدیس کرد...
مرد فریسی که او را ...
مثل رودخانه روان
(مثل رودخانه روان) این کتاب مجموعهایست از حکایات و داستانهای کوتاهی که در عین سادگی پیامهایی بس ژرف و آموزنده دارند و در نهایت نکاتی را آشکار می کنند که همه ما هر روز بارها با آنها مواجه هستیم اما بیتوجه از کنارشان میگذریم و براستی که کمی درنگ و تامل در همین نکات به ظاهر ساده قادر است زندگی ...