مجموعه داستان خارجی

بید مجنون( داستان‌های کوتاه از نویسندگان زن استرالیا) مجموعه داستان

(Great short stories of australia and new zealand)

برای خوشبخت بودن نیازی نداشت که حتما کسی کنارش باشد، نقصانی در زندگی‌اش نبود تا با وجود همسر پر شود. دلی فکر می‌کرد وجود همسر در کنار زن، تنها به منزله‌ی تکامل روح و تقسیم نیازهای عاطفی است، نه روزمرگی و تحمل دائم، او نمی‌خواست مانند اکثر زنانی که می‌شناخت، از مردان پلی بسازد برای رسیدن به آرزوهایش. در جستجوی کسی بود تا عادلانه آرامش و خوشبختی را با او تقسیم کند.

نشانه
9789645965738
۱۳۹۰
۲۰۶ صفحه
۱۱۶۲ مشاهده
۰ نقل قول
جمعی از نویسندگان
صفحه نویسنده جمعی از نویسندگان
۲۸۸ رمان ...
دیگر رمان‌های جمعی از نویسندگان
داستان‌های کوتاه (از نویسندگان بزرگ جهان) مجموعه داستان
داستان‌های کوتاه (از نویسندگان بزرگ جهان) مجموعه داستان مادری با پسر کوچک خود در آستانه در خانه‌شان نشسته بودند و درباره صورت سنگی بزرگ صحبت می‌کردند، آن صورت سنگی بزرگ چه بود؟ مادر گفت: در این وادی روایتی است که می‌گوید یک مرد بزرگ درست با همین صورت ظهور خواهد کرد. آن‌ها می‌گویند روزی روزگاری فرزندی در این وادی به دنیا خواهد آمد که بزرگ‌ترین و شریف‌ترین مرد ...
1 منهای 1 (مجموعه...
1 منهای 1 (مجموعه... اگر براق‌کننده جوان‌ترم می‌کرد، خوش‌تیپ نشانم می‌داد، پوستم را صاف می‌کرد، دندان‌هایم را ردیف می‌کرد و شکل دماغم را تغییر می‌داد؛ می‌دانستم حقه‌ی فنی ترسناکی در کار است و به‌جای آن که مثل یک ابله فریب بخورم، با مشت آینه اما بدون تردید خودم بود؛ نه جوان، نه خوش‌تیپ، نه هیچ‌چیز ویژه‌ای، کمی قوز کرده، شکمی نسبتا بزرگ، کیسه‌ای زیر ...
نمایش‌نامه‌های تک‌پرده‌ای
نمایش‌نامه‌های تک‌پرده‌ای پردینز: یادت می‌آید که من چطور او را به یک الهه یونانی تشبیه می‌کردم با پیراهن سفید، شیپور طلایی، با صندل و تاج گل. هیچ‌کس جز تو نمی‌دانست که من «شهرت» را به این شکل در نظر مجسم می‌کردم و به او اعتقاد داشتم و او را موجودی واقعی می‌پنداشتم. ایمان داشتم که یک روز خواهد آمد ولی همه مرا ...
مرگ تاثیر‌گذار
مرگ تاثیر‌گذار فرمانده با خونسردی رفتن آن‌ها را تماشا می‌کرد. او به همان اندازه که خودش را دچار مخاطره می‌کرد، دیگران را هم به خطر می‌انداخت. می‌گفت خیلی‌ها کشته می‌شوند و این قانون جنگ است. اما افراد شجاع خیلی کمتر کشته می‌شوند...
بعضی زن‌ها
بعضی زن‌ها آرچي مك‌لاورتي صدايي براي آواز داشت كه هركس يك‌بار مي‌شنيد هرگز فراموش نمي‌كرد. صدايي صاف و محكم. كلمه‌ها را نيمي فرياد و نيمي آواز ادا مي‌كرد. آواز محزون و يكنواخت و بي‌پيرايه‌اش، چيزهايي را بيان مي‌كرد نگفتني، واضح و شمرده. از رز هم با آواز خواستگاري كرد، برايش خواند: «هرگز زن يك جوان بي خاصيت نشو.»...
مشاهده تمام رمان های جمعی از نویسندگان
مجموعه‌ها