رمان خارجی

برنده تنهاست

(O vencedor esta so)

برنده تنهاست به گفته خود پائولو کوئلیو، عکسی فوری از جهانی است که در آن زنگی می‌کنیم. ماجرا ظرف 24 ساعت در جشنواره‌ی فیلم کن رخ می‌دهد. اما برای ایگور مالف، کارآفرین ثروتمند روس، مهم نیست در این جشنواره و در دنیای سینما چه رخ می‌دهد. ایگور به کن آمده تا همسر سابقش و تنها عشق زندگی‌اش، اوا، را به هر قیمتی که شده به سوی خودش برگرداند. برای جلب توجه اوا، قاتلی زنجیره‌ای می‌شود، چرا که زمانی به همسرش قول داده که برای بازگرداندن او حاضر است جهان‌های زیادی را نابود کند.

آرش حجازی
کاروان
9789641750444
۱۳۸۸
۴۶۴ صفحه
۲۲۴۳ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
پائولو کوئیلو
صفحه نویسنده پائولو کوئیلو
۶۷ رمان پائولو کوئیلو نویسنده برزیلی است که نامش برای بسیاری از خوانندگان با رمان «کیمیاگر» گره خورده است. او در ریو دو ژانیرو به دنیا آمد و پیش از شهرت جهانی، تجربه‌هایی در ترانه‌سرایی، روزنامه‌نگاری و تئاتر داشت. مسیر زندگی او همیشه خطی و آرام نبود؛ جست‌وجو، سفر، بحران‌های شخصی و میل به معنا در زندگی‌اش پررنگ بود. همین تجربه‌ها بعدها در داستان‌هایش به شکل سفرهای درونی، نشانه‌ها و تصمیم‌های سرنوشت‌ساز برگشتند. «کیمیاگر» او را به نویسنده‌ای جهانی تبدیل کرد؛ کتابی ساده و ...
دیگر رمان‌های پائولو کوئیلو
مبارزان راه روشنایی
مبارزان راه روشنایی
دست‌نوشته‌های آکرا
دست‌نوشته‌های آکرا دلم می‌خواست این‌طور شروع کنم: اکنون که در پایان زندگی‌ام هستم، برای کسانی که پس از من به این جهان می‌آیند، هر آنچه را در زمان این جهان آموخته‌ام به یادگار می‌گذارم. باشد که استفاده خوب از آن بکنند.
برنده تنهاست
برنده تنهاست برنده تنهاست به گفته خود پائولو کوئلیو، عکسی فوری از جهانی است که در آن زنگی می‌کنیم. ماجرا ظرف 24 ساعت در جشنواره‌ی فیلم کن رخ می‌دهد. اما برای ایگور مالف، کارآفرین ثروتمند روس، مهم نیست در این جشنواره و در دنیای سینما چه رخ می‌دهد. ایگور به کن آمده تا همسر سابقش و تنها عشق زندگی‌اش، اوا، را به ...
خیانت
خیانت بعضی وقت‌ها باید خودت را گم کنی تا بفهمی کی هستی. یک زن در دهه سی زندگی خود، شروع می‌کند به پرسیدن سوال‌هایی درباره روزمرگی‌های زندگی‌اش. در چشم همه او زندگی عالی دارد: ازدواجی شاد، فرزندان و شغل. هنوز او احساس نارضایتی دارد. همه این تغییرات زمانی است که او با یک موفقیت سیاسی مواجه می‌شود.
والکری‌ها
والکری‌ها جین گفت: « وقتی با والکری‌ها ملاقات کنی، چیزی کنار اومدن باهاشون رو آسون می‌کنه.» «چه چیزی؟» مرد جوان خندید. «خودت متوجه می‌شی. اما بهتر بود زنت رو با خودت نمی‌آوردی.»
مشاهده تمام رمان های پائولو کوئیلو
مجموعه‌ها