رمان خارجی

رئیس حوزه انتخاباتی شماره چهارده،‌بعد از این‌که چتر خیس را با خشونت تمام بست و بارانی‌اش که زیاد به دردش نمی‌خورد از تن در آورد، غرولندکنان گفت: هوای بدی برای زمان رای‌گیری است. او مجبور شده بود چهل‌متری فاصله بین محل پارک اتومبیلش تا در ورودی را با عجله طی کند و حالا طوری وارد اتاق شده بود که قلبش می‌خواست از دهنش بیرون بپرد. امیدوارم آخرین نفر نبوده باشم، او این جمله را به آقای منشی گفت که تمام این مدت بدن خود را تا حدودی پوشانده بود و جلوی در انتظارش را می‌کشید. باران به شدت می‌بارید و باد تندی که در حال وزیدن بود، قطرات باران را چون گردابی در هوا می چرخاند. بر روی زمین هم سیلابی به راه افتاده بود.

رادمهر
9789646575325
۱۳۸۹
۲۸۸ صفحه
۱۴۳۵ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
ژوزه ساراماگو
صفحه نویسنده ژوزه ساراماگو
۴۱ رمان ژوزه ساراماگو، رمان‌نویس پرتغالی و برنده نوبل ادبیات، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در آزینیاگا پرتغال به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبان‌های مختلف گره خورده است. مسیر کاری او با روزنامه‌نگاری، سیاست و تجربه‌های روایی جسورانه شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرم‌کننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغه‌های شخصی او تبدیل شوند. شهرت او بیش از همه با «کوری»، «همه نام‌ها» و ...
دیگر رمان‌های ژوزه ساراماگو
خاطرات کودکی
خاطرات کودکی بگذار کودک درونت تو را با خود ببرد. ... بی‌آنکه بدانم چطور، من فقط می‌دانستم در صفحات ناخوانای سرنوشت و در کوره‌راه‌های تاریک حوادث نوشته بودند که باید برای کامل کردن تولدم به آزیناگا برگردم.
همه نام‌ها
همه نام‌ها قهرمان رمان،آقا ژوزه، مرد 50 ساله‌ای است که در بایگانی کل سجل احوال به عنوان منشی کار می کند. سرگرمی او هم کلکسیونی است که از 100 شخصیت مشهور مملکت خود ترتیب داده است. یک شب او به فکر می افتد که رونوشت شناسنامه واقعی آنها را نیز داشته با شد. او شب‌ها که کسی در بایگانی نیست به سراغ ...
مرد اسب
مرد اسب صندلی شروع به افتادن کرد، شروع به پایین آمدن، شروع به کج شدن، شروع به سقوط کردن، شروع به باز شدن، ولی نه به معنای واقعی واژه‌ها باز شدن یا باز کردن، به معنای گشودن یا برداشتن بندهاست. خوب، در مورد صندلی نمی‌توان گفت که بند دارد. اگر هم داشته باشد، برای نگه داشتن صندلی شروع به افتادن می‌کنند، و ...
همزاد
همزاد ترتولیانو ماکسیمو آفونسو، معلم تاریخ یک مدرسه ی راهنمایی است. او، مردی مطلقه، درگیر در رابطه ای تقریبا یک طرفه با یک کارمند بانک، و البته افسرده و مغموم است. روزی یکی از همکارانش به منظور کم کردن افسردگی او، به ترتولیانو پیشنهاد می کند که فیلمی به خصوص را ببیند. اما دیدن این فیلم هیچ تأثیری روی شخصیت اصلی ...
کوری
کوری چراغ راهنما زرد شد. دو تا از ماشین‌های جلویی قبل از قرمز شدن چراغ سرعت گرفتند و رفتند. آن‌گاه علامت مرد سبز رنگ داخل چراغ گذرگاه عابر پیاده روشن شد. افراد منتظر پا روی خط‌های سپید کشیده شده بر سطح سیاه و آسفالت شده خیابان گذاشتند تا از آن عبور کنند. شاید نامش گذرگاه عابر پیاده بود اما به نظر ...
مشاهده تمام رمان های ژوزه ساراماگو
مجموعه‌ها