رمان ایرانی

روز خرگوش

در پس و پشت ذهنم از لحظه‌ای که وارد شده‌ام مقایسه ایرج و او شروع شده. و عجب اینکه شباهت‌ها بیش از تفاوت‌هاست. اگر ایرج هم بود همین کار را می‌کرد و احتمالا این نمایش رنجیدگی خاطر را با پرتاب یک حبه قند به دهانش تمام می‌کرد و لبخند می‌زد. بهرام سربلند می‌کند و می‌پرسد:‹‹ گرمه، نه؟›› و نگاه می‌کند به شعله‌های آبی شومینه. منتظر این خروج بودم. در این سه سال هر وقت وارد قلمرو شده‌ایم، به سرعت هم از آن خارج شده‌ایم. فکر می‌کنم هر دو از گذشته‌مان شرم داریم و شاید هم می‌ترسیم...

چشمه
9786002290229
۱۳۹۰
۱۲۰ صفحه
۸۵۸ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده بلقیس سلیمانی
۱۷ رمان بلقیس سلیمانی، نویسنده و منتقد ایرانی است و نامش با آثاری شناخته می‌شود که به زن، جامعه، سیاست، خانواده و زیست شهرستانی نزدیک‌اند. زندگی و کار او نشان می‌دهد ادبیات چطور می‌تواند از تجربه‌ای شخصی، تاریخی یا فرهنگی به روایتی ماندگار برسد. مسیر نویسندگی او با توجه به انسان و موقعیت شکل گرفته است. در آثارش شخصیت‌ها فقط برای پیش بردن ماجرا نیستند؛ آن‌ها با ترس، آرزو، شکست، ایمان یا انتخاب‌هایی روبه‌رو می‌شوند که به متن عمق می‌دهد. از آثار یا زمینه‌های ...
دیگر رمان‌های بلقیس سلیمانی
بازی آخر بانو
بازی آخر بانو دستش گرم بود، در را که بست بازی را شروع کردم، همان جا توی هال روی زمین نشستم و چادر سفید را تا روی ابروهایم کشیدم. به خانه بخت خوش آمدی. چیزی نگفتم و به اطراف نگاه کردم، خانه بزرگی بود، ظاهرا سه اتاق خواب داشت. خانم دکتر محمد جانی هم استاد فلسفه است و هم اهل داستان. این زن مرموز ...
نشان کرده
نشان کرده رمان «نشان کرده» اثر بلقیس سلیمانی به شکلی عمیق به تأثیرات جنگ بر زندگی زنان و خانواده‌ها می‌پردازد. با محوریت زندگی زنی که در انتظار معشوق خود از جنگ به سر می‌برد، داستانی از عشق، فقدان، و تأثیرات اجتماعی و روانی جنگ بر افراد روایت می‌شود. داستان «نشان کرده» زندگی زنی را به تصویر می‌کشد که با رنج و اندوه ...
خاله بازی
خاله بازی خانم دکتر گفت: این هم لیلی شما جناب مسعود خان، صحیح و سالم، از این به بعد هم بیش‌تر مواظبش باش. دسته گل را به طرفش دراز کردم. روشنک پقی زد زیر خنده و خانم دکتر گفت: چرا مثل مجسمه وایسادین، بشینین تا روشنک از خنده غش نکرده. بلقیس سلیمانی ، نویسنده رمان ستوده شده بازی آخر بانو در رمان خاله ...
به هادس خوش آمدید
به هادس خوش آمدید فضای خانه با آمد و رفت آدم‌ها عوض می‌شد. وقتی روح ننه‌بیگم در خانه پرسه می‌زد و رودابه او را حاضر و ناظر می‌دید، جو خانه آرام و آن‌طور که رودابه درک می‌کرد سرشار از گذشته می‌شد، طوری که رودابه همان پروپیمانی، همان سکون قدیم، همان شکوه درونی و باستانی را دوباره حس می‌کرد انگار همه‌ی این‌ها را ننه‌بیگم با ...
مشاهده تمام رمان های بلقیس سلیمانی
مجموعه‌ها