او در تاریکی نشسته بود... تنها، پشت میز حاجب کفیر، و از پنجره غبارآلود که هیچوقت از آن استفاده نمیشد به مغازههای قدیمی استانبول نگاه میکرد. او تعداد زیدی از پایتختهای دنیا را مانند خانه خودش میشناخت اما استانبول شهر مورد علاقهاش بود.
۱۷ رمان
سیدنی شلدون، نویسنده و فیلمنامهنویس آمریکایی است و نامش با آثاری شناخته میشود که به قدرت، انتقام، ثروت، راز و سرگرمی پرسرعت نزدیکاند. زندگی و کار او نشان میدهد ادبیات چطور میتواند از تجربهای شخصی، تاریخی یا فرهنگی به روایتی ماندگار برسد.
مسیر نویسندگی او با توجه به انسان و موقعیت شکل گرفته است. در آثارش شخصیتها فقط برای پیش بردن ماجرا نیستند؛ آنها با ترس، آرزو، شکست، ایمان یا انتخابهایی روبهرو میشوند که به متن عمق میدهد.
از آثار یا زمینههای ...
هیچچیز جاودانه نیست
اینجا چه خبراست؟! ما سه پزشک روی دست داریم که با هم همخانه هستند و در عین حال در یک بیمارستان کار میکنند. یکی از آنها باعث شده تا این بیمارستان کلا بسته شود. دیگری به خاطر یک میلیون دلار پول، بیمارش را میکشد و سومی هم به قتل رسیده است!...
رویاهایت را به من بگو
1 شخص او را تعقیب می کرد....
او مطالبی درباره ارواح سرگردان مطالعه کرده بود، اما آنها متعلق به جهانی متفاوت و خشن بودند. او نمیدانست این تعقیبکنندگان چه کسانی هستند که میخواستند او را اذیت کنند.
او سعی میکرد با تمام نیرویش دچار وحشت نشود، اما خوابهایش در شبهای اخیر همراه با کابوسهای غیر قابل تحمل بود، و صبح هر ...
پروانه آهنین
جیمز کامرون مردی بود که معلوم بود زمانی انسان خوشتیپی بوده و چهرهاش آشکار میکرد که گناهان بسیاری را مرتکب شده است. او به نظر میرسید در سن 50 و چند سالگی زندگیاش به سر میبرد ولی در واقع 30 ساله بود و مدیر یکی از خانههای شبانهروزی بود که به بانکدار شهر سین مک آلیستر تعلق داشت. در خلال ...