چون چشم از خواب گشودم دیدم روز روشن است و قایق را امواج آب به انتهای جنوب غربی جزیره گنج کشانیده است. آفتاب برآمده بود لیکن هنوز در پس توده سترگ تپه دوربین دریایی، که در این طرف تقریبا به طور قائم به روی دریا پایین آمده بود، قرار داشت.
۱۰ رمان
رابرت لویی استیونسن نویسنده اسکاتلندی است که با رمانهای ماجراجویانه و داستانهای تاریک روانشناختی، جایگاهی ماندگار در ادبیات جهان دارد.
او در ادینبرا به دنیا آمد و زندگی کوتاهش با سفر، بیماری و نوشتن پیوسته همراه بود؛ همین حرکت و ناآرامی در آثارش هم دیده میشود.
«جزیره گنج» تصویر کلاسیک ماجراجویی دریایی را برای نسلهای زیادی ساخت، اما استیونسن فقط نویسنده قصههای پرحادثه نبود.
در «دکتر جکیل و آقای هاید» سویه تاریک شخصیت انسان را با روایتی فشرده و فراموشنشدنی نشان داد؛ داستانی ...
دکتر جکیل و آقای هاید
دکتر جکیل و آقای هاید که نوعی آسیبشناسی روانی یک شخصیت دوباره است، به سرعت به چاپهای متعدد رسید. یک سال پس از انتشارش نمایشنامهای براساس آن در انگلستان و آمریکا روی صحنه رفت و بعدها فیلمها و سریالهای بسیاری نیز از آن ساخته شد.
استیونسن رمان دکتر جکیل و آقای هاید را که در کابوسی به ذهنش رسیده بود، ابتدا ...
ربوده شده
استیونسون تجربههای خود را در کتابهایش منعکس میکرد. او سفرهای زیادی به انگلستان، فرانسه، سوئیس و ایالات متحده کرد و تا جزیرههای جنوبی اقیانوس آرام سفرش را ادامه داد. وقتی چهل ساله بود تصیمم گرفت به سرگردانی خود پایان دهد، به همین دلیل خانهای برای خود در جزیره ساموا ساخت. نام خانه خود را ((وایلینا)) گذاشت که معنی آن ((پنج ...
دکتر جکیل و آقای هاید (متن کوتاه شده)
دکتر جکیل و آقای هاید که نوعی آسیبشناسی روانی یک شخصیت دوباره است، به سرعت به چاپهای متعدد رسید. یک سال پس از انتشارش نمایشنامهای براساس آن در انگلستان و آمریکا روی صحنه رفت و بعدها فیلمها و سریالهای بسیاری نیز از آن ساخته شد.
استیونسن رمان دکتر جکیل و آقای هاید را که در کابوسی به ذهنش رسیده بود، ابتدا ...
دکتر جکیل و مستر هاید
نویسنده ماجرای عجیب دکتر جکیل و مستر هاید را بر اساس خوابی که شبی دیده بود نوشت. هنگامی که از خواب پرید «این داستان شگرف هیولایی» را به یاد آورد و بیدرنگ مشغول نوشتن آن شد. تمرکز بر شخصیتی دوگانه و نشان دادن تضاد دائمی خیر و شر سبب شد که این اثر پس از گذشت بیش از صد سال ...
جزیره گنج
چون چشم از خواب گشودم دیدم روز روشن است و قایق را امواج آب به انتهای جنوب غربی جزیره گنج کشانیده است. آفتاب برآمده بود لیکن هنوز در پس توده سترگ تپه دوربین دریایی، که در این طرف تقریبا به طور قائم به روی دریا پایین آمده بود، قرار داشت.