رمان خارجی

مردی که می‌خواست سلطان باشد

(The man who would be king and other srories)

شب قبل کمی برف اومده بود، و همه جا سفید بود، تنها چیزی که این سفیدی رو به هم ‌می‌زد، ابرهای غلیظی بود که از سمت شمال همین‌طور پایین و پایین‌تر می‌اومد. دراوت با اون تاج روی سرش، خوشحال‌تر از همیشه اومد بیرون. ‎آروم در گوشش می‌گم: (برای آخرین بار می‌گم، فراموشش کن.بیلی فیش میگه این جوری شورش به پا می‌شه.)

مهسا خلیلی
نیلا
9789648573787
۱۳۸۹
۱۳۲ صفحه
۱۴۱۰ مشاهده
۰ نقل قول
رودیارد کیپلینگ
صفحه نویسنده رودیارد کیپلینگ
۳ رمان رودیارد کیپلینگ، نویسنده و شاعر انگلیسی است؛ نویسنده‌ای که نامش از راه روایت، اندیشه یا تخیل با مخاطبانش پیوند خورده است. آثار او معمولاً از دل جهان مشخص خود می‌آیند، اما در برخورد با خواننده به تجربه‌ای گسترده‌تر تبدیل می‌شوند. زندگی و زمینه فرهنگی او در فهم نوشته‌هایش نقش دارد. این زمینه گاهی در موضوع‌ها دیده می‌شود، گاهی در لحن و گاهی در شیوه‌ای که شخصیت‌ها با جهان اطرافشان روبه‌رو می‌شوند. در متن‌های او جزئیات فقط برای پر کردن صحنه نیستند. هر ...
دیگر رمان‌های رودیارد کیپلینگ
کتاب جنگل (تصویرسازی)
کتاب جنگل (تصویرسازی) همه حیوانات به شدت از گل قرمز می‌ترسیدند. به خصوص شیرخان که شب اولی که گرگ‌ها بچه را پیدا کردند، پدر بچه او را با گل قرمز زخمی کرده بود.
آن‌ها
آن‌ها رودیارد کیپلینگ، نویسنده و رمان‌نویس اهل کشور انگلستان است. داستان اول که از راوی اول شخص بهره می‌برد همراه با توصیفاتی زیبا و جزیی‌نگری، تحلیل روانشناسانه‌ای نیز از عناصر داستان ارائه می‌نماید. داستان‌های دوم و سوم به صورت مستقیم به حاشیه‌های جنگ می‌پردازند، حاشیه‌هایی که تاثیرات جنگ را در خود می‌پروراند و تاثیری شگرف بر مردمی دارد که نمی‌خواهند و ...
مشاهده تمام رمان های رودیارد کیپلینگ
مجموعه‌ها