رمان خارجی

93

(Quatrevingt treize)

دست یافتن مردم پاریس به قلعه باستی در چهاردهم ژوئیه 1789 آغازی بود برای فروریختن کاخ استبداد در فرانسه، این حال و هوای انقلابی چندین سال دوام داشت، و رمان نود و سه ما را به تماشای آن فضای انقلابی در سال 1973 می‌برد. در این رمان حماسی، ویکتور هوگو وقایع تاریخی را با خیال‌پردازی‌های هنرمندانه می‌آمیزد و اثری بزرگ و فناناپذیر به وجود می‌آورد، که حسن و عیب انقلاب کبیر فرانسه و هر انقلاب دیگری را در آیینه آن به روشنی می‌توان دید. این رمان هر چند که پایانی بسیار تلخ و اندوه‌بار دارد، اما قهرمانان داستان در آخرین لحظه‌های عمر خود از آینده‌ای روشن سخن می گویند، و معتقدند که حتی در سیاه‌ترین لحظه‌ها امید را از دست نباید داد.

محمد مجلسی
دنیای نو
9789641720317
۱۳۹۰
۶۰۰ صفحه
۲۰۲۸ مشاهده
۰ نقل قول
ویکتور هوگو
صفحه نویسنده ویکتور هوگو
۲۵ رمان ویکتور هوگو، نویسنده، شاعر و سیاستمدار فرانسوی است و در میان خوانندگان با آثاری شناخته می‌شود که به عدالت، عشق، فقر، انقلاب و رستگاری نزدیک‌اند. زندگی و کار او نشان می‌دهد که ادبیات می‌تواند از دل تجربه‌های فردی، جهان‌هایی عمومی و ماندگار بسازد. مسیر نویسندگی او با توجه به جزئیات انسانی شکل گرفته است. در نوشته‌هایش معمولاً شخصیت‌ها فقط حامل ماجرا نیستند؛ آن‌ها با گذشته، ترس‌ها، امیدها و انتخاب‌هایی روبه‌رو می‌شوند که داستان را پیش می‌برند. از آثار یا زمینه‌های شناخته‌شده او ...
دیگر رمان‌های ویکتور هوگو
کلود ولگرد
کلود ولگرد کتاب کلود ولگرد، اثری نوشته ی ویکتور هوگو است که نخستین بار در سال 1834 انتشار یافت. کلود، از ساکنین محله ی تروا و مردی فقیر و گرسنه است که هیچ تحصیلات و یا کمکی از جامعه ی پیرامونش دریافت نکرده است. او یک روز از روی تهیدستی و بیچارگی، به اندازه ی مصرف سه روز معشوقه و فرزندش، هیزم ...
آنجلو،ستمگر پادوا
آنجلو،ستمگر پادوا
بینوایان 1 (2 جلدی)
بینوایان 1 (2 جلدی) ـ آیا ممکن است سرشت بشر به‌کلی دگرگون شود؟ ـ آیا ممکن است همان گونه که ستون فقرات بشر زیر سقفی کوتاه، درهم فشرده و خم می‌شود در آدمی نیز زیر بار فلاکت و فقر عیب پذیرد و به معلولیتی درمان‌ناپذیر دچار شود؟ ـ آیا در روح بشر عنصری الاهی وجود دارد که فساد نمی‌پذیرد؟ فشارهای اجتماعی و اخلاقی آدمی را به تباهی ...
بوگ ژارگال
بوگ ژارگال
مردی که می‌خندد
مردی که می‌خندد هنگام طوفان مخصوصا طوفان برف. شب و دریا در هم آمیخته و به شکل مه غلیظی در می‌آیند. کشتی در دنیایی مه‌آلود دستخوش گردباد، به هر طرف رانده می شد. بدون آنکه نقطه اتکا،‌ وسیله برگشتن از راه منحرف یا توقف داشته باشد،‌ در میان افق نامرئی و عقب سر تیره و تار پیش می‌رفت.
مشاهده تمام رمان های ویکتور هوگو
مجموعه‌ها