مجموعه داستان خارجی

مجموعه آثار چخوف 4 (7 جلدی)

توس
9789643155476
۱۳۸۱
۶۷۲ صفحه
۱۱۹۷ مشاهده
۰ نقل قول
آنتوان چخوف
صفحه نویسنده آنتوان چخوف
۷۶ رمان آنتوان چخوف پزشک، داستان‌نویس و نمایشنامه‌نویس روس بود و از ستون‌های اصلی داستان کوتاه و تئاتر مدرن به شمار می‌آید. او در تاگانروگ به دنیا آمد و هم‌زمان با کار پزشکی، نوشتن را به شکل جدی دنبال کرد. چخوف جهان ادبی خود را از اتفاق‌های کوچک، آدم‌های معمولی و لحظه‌های ظاهراً بی‌اهمیت ساخت. در آثار او زندگی اغلب با صدای بلند منفجر نمی‌شود؛ آرام، تدریجی و گاهی بی‌رحمانه فرسوده می‌شود. داستان‌های کوتاه او و نمایشنامه‌هایی مانند «باغ آلبالو»، «سه خواهر»، «دایی وانیا» ...
دیگر رمان‌های آنتوان چخوف
هیس‌س‌س (داستان‌های برگزیده آنتوان چخوف) مجموعه داستان
هیس‌س‌س (داستان‌های برگزیده آنتوان چخوف) مجموعه داستان این کتاب دربرگیرنده چهار داستان کوتاه از آنتوان چخوف است که آن‌ها را بین سال‌های 1833 تا 1888 نوشته است. مقصود از گردآوری و برگردان این داستان‌ها، بیش‌تر، رویکردی تازه و امروزی‌ست به مقوله ترجمه، به عبارت دیگر، نگاهی‌ست جدی‌تر به زبان محاوره حال حاضر جامعه، که به اعتقاد مترجم، در ادبیات معاصر ما، مهجور و مغفول افتاده است. غالب شخصیت‌های داستان‌های ...
بهترین داستان‌های کوتاه (آنتوان چخوف)
بهترین داستان‌های کوتاه (آنتوان چخوف) مهم‌ترین دستاورد چخوف از کار با مجله تکه‌پاره این بود که آموخت صحنه‌ها را به صورت نمادین خلاصه کند و سکوت آبستن در اثر بگنجاند و این هر دو از شرایط لازم کار برای مجله‌های فکاهی شمرده می‌شد که بعدها به پختگی کامل رسید و نیز آموخت که، با آوردن برش‌های کوتاه، تاثیر اولیه را بر جا گذارد و از ...
باغ آلبالو
باغ آلبالو نمایش‌نامه باغ آلبالو آخرین اثر چخوف است که در سال 1903 نوشته شده است و در ژانویه 1904 برای اولین بار در تئاتر هنر مسکو روی صحنه آمده است. اشخاص نماش همان آدم‌هایی هستند که در زندگی روزمره با آنها بر می‌خوریم. هیچ کدام نقش برجسته‌ای ندارند، نه مبارزه می‌کنند نه شکست می‌خورند و نه حتی از خود دفاع می‌کنند ...
خرس خواستگاری تاتیانا رپینا
خرس خواستگاری تاتیانا رپینا اسمیرنف: فکر کرده‌اید چون یک موجود لطیف هستید حق توهین کردن دارید؟ بدون اینکه کسی حقتان را کف دستتان بگذارد؟ بله؟‌ من شما را به دوئل دعوت می‌کنم. لوکا: ای خدای بزرگ! مادر مقدس! آب! اسمیرنف: بله،‌ دوئل می‌کنیم! پوپووا: فکر کرده‌اید از مشت‌های قوی و گردن کلفت‌تان می‌ترسم؟‌ بله، شما یک غول‌ هستید!
زندگی من و 1 داستان دیگر (پالتویی)
زندگی من و 1 داستان دیگر (پالتویی) هرگاه من به فکر تهیه‌ی انگشتری می‌افتادم، می‌دادم این جمله را رویش بکنند، هیچ‌چیز از بین نمی‌رود من گمان نمی‌کنم که در حقیقت چیزی نیست نمی‌شود و همه چیز اثری از خود باقی می‌گذارد، کوچک‌ترین قدمی که ما برداریم در زندگی کنونی و حتی زندگی آینده اثر دارد...
مشاهده تمام رمان های آنتوان چخوف
مجموعه‌ها