رمان خارجی

بازگشت به زندگی

حقیقت داشت، حقیقت داشت. تردیدها و اوقات ناخوشی با او داشتم. ولی عاشقش بودم. در حالی که باز اشک بر گونه‌هایم جاری بود به تام نگاه کردم، و احساس جرات کردم. ـ من عاشقش بودم. ـ می‌دونم که بودی، ولی شجاع باش گیل. نیمه راه جا نزن. هیچ‌وقت گذشته را به دست نخواهی آورد و او هم دیگه زنده نخواهد شد. گریستم. انگار دیگر تمام شده بود... در نیمه راه جا نزن... قدم بردار، پیش برو، حرکت کن، به‌دست بیاور...

حسین قاسمی
مهتاب
9789646162587
۱۳۹۰
۴۳۴ صفحه
۱۴۱۹ مشاهده
۰ نقل قول
دانیل استیل
صفحه نویسنده دانیل استیل
۳۵ رمان دانیل استیل، رمان‌نویس آمریکایی، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در نیویورک به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبان‌های مختلف گره خورده است. مسیر کاری او با نوشتن پیاپی رمان‌های عاشقانه و خانوادگی شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرم‌کننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغه‌های شخصی او تبدیل شوند. شهرت او بیش از همه با ده‌ها رمان پرفروش درباره عشق، خانواده و بحران‌های زندگی ...
دیگر رمان‌های دانیل استیل
تصویری در آینه
تصویری در آینه
تلخ و شیرین (ایندیا)
تلخ و شیرین (ایندیا) ایندیا تایلور دوربین عکاسی زیبای خود را به سمت گروهی از پسرهای نه ساله که با هیجان زیاد طول زمین فوتبال را می‌دویدند تنظیم کرد چهار نفر از آن‌ها در بین کلافی درهم از دست و پاها روی زمین افتادند او می‌دانست یکی از این بچه‌ها، پسر خودش سام می‌باشد. اما او نمی‌توانست او را ببیند. او قول داده بود ...
بازی قدرت
بازی قدرت رمان «بازی قدرت»، اثر دانیل استیل، که از پرفروش‌ترین رمان‌های نیویورک تایمز بوده، یک داستان عاشقانه‌ی دلگرم‌کننده درباره‌ی عشق، خانواده و زندگی است. این رمان در پی به تصویر کشیدن زندگی خانواده‌های ثروتمند در مواجهه با بحران را دنبال می‌کند که در کنار آن به کنکاش در مسائلی همچون جاه‌طلبی، خیانت و بهایی که افراد برای رسیدن به اوج قدرت ...
کاملا غریبه
کاملا غریبه رمان «کاملا غریبه» نوشته دانیل استیل، منتشرشده در سال ۱۹۸۲، داستانی عاشقانه است که به بررسی تعارض بین عشق، وظیفه و آزادی شخصی می‌پردازد. محور اصلی روایت رافائلا فیلیپس، دختر جوان و زیبای یک خاندان بانکی اروپایی است که با جان هنری فیلیپس، مردی آمریکایی و بسیار مسن‌تر از خود، ازدواج کرده است. اگرچه زندگی او در لوکس‌ترین امکانات جریان ...
عقاب تنها
عقاب تنها وقتی از ماشین پیاده شدند اشک در چشمان کیت جمع شده بود. کیت به آرامی گفت: جو زنده بمان، دوستت دارم. کیت حرف‌های زیادی برای گفتن داشت اما نمی‌خواست جدایی را سخت‌تر از این کند... دیگر نمی‌توانست جدایی را تحمل کند اما می‌دانست چاره‌ای ندارد و باید قوی باشد. هر روز سربازان و دختران جوان زیادی با اشک از هم ...
مشاهده تمام رمان های دانیل استیل
مجموعه‌ها