رمان نوجوان

آخرین نبرد (ماجراهای نارنیا)

(The last battle)

موجودات با سکوتی ترسناک منتظر شنیدن خبرهای بد تازه‌ای شدند که بنا بود بر سرشان نازل شود. گروه کوچک کنار دیوار اسطبل هم نفس‌هایشان را در سینه حبس کردند. این‌بار دیگر چه خبر تازه‌ای بود؟

هرمس
9789647100090
۱۳۸۵
۱۸۴ صفحه
۱۷۴۶ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
کلایو استیپلز لوییس
صفحه نویسنده کلایو استیپلز لوییس
۱۹ رمان کلایو استیپلز لوییس، نویسنده، منتقد و الهی‌دان ایرلندی-بریتانیایی است و نامش با آثاری شناخته می‌شود که به فانتزی، ایمان، اخلاق، کودکی و اسطوره نزدیک‌اند. زندگی و کار او نشان می‌دهد ادبیات چطور می‌تواند از تجربه‌ای شخصی، تاریخی یا فرهنگی به روایتی ماندگار برسد. مسیر نویسندگی او با توجه به انسان و موقعیت شکل گرفته است. در آثارش شخصیت‌ها فقط برای پیش بردن ماجرا نیستند؛ آن‌ها با ترس، آرزو، شکست، ایمان یا انتخاب‌هایی روبه‌رو می‌شوند که به متن عمق می‌دهد. از آثار یا ...
دیگر رمان‌های کلایو استیپلز لوییس
اسب و آدمش (ماجراهای نارنیا)
اسب و آدمش (ماجراهای نارنیا) ماجراهای نارنیا از هفت کتاب مستقل پدید آمده است که خواننده می‌تواند آنها را به دنبال هم و یا جدا از هم بخواند و از حوادث در هم تنیده و تخیل برانگیز ‌آنها لذت ببرد. این هفتگانه‌ جذاب و پر هیجان سالهاست که در سراسر جهان با استقبال گرم و روز افزون نوجوانان جهان روبه رو شده است.
خواهرزاده جادوگر (ماجراهای نارنیا 1)
خواهرزاده جادوگر (ماجراهای نارنیا 1) نویسنده در آغاز داستان می‌گوید: این داستان بسیار مهم است، زیرا معلوم می‌کند که رفت و آمدهای میان دنیای ما و سرزمین نارنیا اولین بار چگونه آغاز شد. دو کودک پلی و دیگوری، در یکی از خیابان‌های قدیمی لندن، در همسایگی هم زندگی می‌کنند. یک بعد از ظهر سرد و نمناک، مشغول اکتشاف خانه‌شان می‌شوند و در یکی از انبارهای خانه، ...
اسب و پسرک او  (ماجراهای نارنیا3)
اسب و پسرک او (ماجراهای نارنیا3) ناگهان از جایی در پشت سرش صدایی مهیب شنیده شد. بند دل شستا پاره شد و مجبور شد برای اینکه فریاد نکشد، زبانش را گاز بگیرد. لحظه‌ای بعد فهمید که صدا از کجا بود: کرناهای تشبان خبر از بسته شدن دروازه‌ها می‌دادند...
صندلی نقره‌ای (ماجراهای نارنیا)
صندلی نقره‌ای (ماجراهای نارنیا)
آخرین نبرد (ماجراهای نارنیا 7)
آخرین نبرد (ماجراهای نارنیا 7) موجودات با سکوتی ترسناک منتظر شنیدن خبرهای بد تازه‌ای شدند که بنا بود بر سرشان نازل شود. گروه کوچک کنار دیوار اسطبل هم نفس‌هایشان را در سینه حبس کردند. این‌بار دیگر چه خبر تازه‌ای بود؟
مشاهده تمام رمان های کلایو استیپلز لوییس
مجموعه‌ها