رمان ایرانی

سمفونی مردگان

سمفونی مردگان، رمان بسیار ستوده شده عباس معروفی، حکایت شوربختی مردمانی است که مرگی را بر دوش می‌کشند و در جنون ادامه می‌یابند، در وصف این رمان بسیار نوشته‌اند و بسیار خواهند نوشت؛ و با این همه پرسش برخاسته از این متن تا همیشه برپاست؛ پرسشی که پاسخ در خلوت تک‌تک مخاطبان را می‌طلبد: کدام یک از ما آیدینی پیش رو نداشته است، روح هنرمندی که به کسوت سوجی دیوانه‌اش در آورده‌ایم، به قتلگاهش برده‌ایم و با این همه او را جسته‌ایم و تنها و تنها در ذهن او زنده مانده‌ایم. کدام یک ما؟

ققنوس
9789643113445
۱۳۸۹
۳۵۲ صفحه
۳۱۱۰ مشاهده
۴۴ نقل قول
نسخه‌های دیگر
عباس معروفی
صفحه نویسنده عباس معروفی
۸ رمان عباس معروفی رمان‌نویس، نمایشنامه‌نویس و ناشر ایرانی است؛ از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات معاصر فارسی است. او با تهران، ایران پیوند دارد و همین زمینه، مستقیم یا غیرمستقیم، در نوع نگاه و جهان روایی او دیده می‌شود. «سمفونی مردگان» مهم‌ترین اثر اوست؛ رمانی درباره خانواده، حسد، سرکوب و فروپاشی در فضایی سرد و به‌یادماندنی. معروفی به ساختار، صداهای روایی و فضا اهمیت می‌دهد و رمان را به قطعه‌ای چندآوایی نزدیک می‌کند. آثار او برای نسل‌های زیادی از خوانندگان فارسی، یکی از ورودی‌های جدی به رمان ...
دیگر رمان‌های عباس معروفی
آونگ خاطره‌های ما و 2 نمایش‌نامه دیگر
آونگ خاطره‌های ما و 2 نمایش‌نامه دیگر غروب بیرون سیاه چادر. در وسط صحنه چوپان کوچک را وارونه به سه پایه بسته‌اند و با شلاق می‌زنند.با هر ضربه ناله می‌کند نه....نه.... پشت آن‌ها خورشید در حال غروب است .ژاندارم‌ها،سام‌وردی(تفنگ به دوش)،و چوپان بزرگ در صحنه هستند . لیلا و تاروردی و کشور نیز با لباس سیاه در سمت چپ روی زمین نشسته‌اند.
ذوب شده
ذوب شده
دریاروندگان جزیره آبی‌تر
دریاروندگان جزیره آبی‌تر صدای دریا از دور می‌آید. هابیل و قابیل پایان سرنوشت خود را در خلیج پر رمز و راز آغاز می‌کنند و دریاروندگان جزیره آبی‌تر، صید مروارید را از یاد می‌برند. آنچه می‌ماند، غروب خوشید بر فراز کپرهاست. ((عطر یاس))، ((آخرین نسل برتر))، ((برش‌های کوچک)) و... جمع آمده‌اند تا دریاروندگان جزیره آبی‌تر را پدید آورند. مجموعه‌ای که حاصل کنکاش نویسنده است.
سال بلوا
سال بلوا ((گفتم آب، و ساعت لنگریمان گفت: دنگ دنگ دنگ.)) فاصله‌ها از میان برداشته شده‌اند و حال و گذشته در هم آمیخته‌اند: حسینای مسحور شده با زلفی آشفته ایستاده است، اما نه بر پله‌های شهرداری که در ذهن نوشافرین دکتر معصوم طناب دار حسینا را می‌بافد و با قنداق موزر به مغز نوشافرین می‌کوبد سرهنگ در پی پیمودن پله‌های ترقی از شیراز به ...
تماما مخصوص
تماما مخصوص
مشاهده تمام رمان های عباس معروفی
مجموعه‌ها