رمان ایرانی

باغ گمشده

شب سرد مهرگانی نه فقط شبی از فصلی سد، که شب و روز دنیایی به سردی گراییده است. باغ اجدادی فرو می‌ریزد. احساس از دست رفتن و فنا شدن قربانیان را بر آن می‌دارد تا دگر باره بسازندش، اما خیانت، نفرین و عفریت مرگ تقدیری دیگر را مقدر کرده‌اند. تصویرها جان می‌گیرند و شرق با تمامی هیبت خود نفس می‌کشد تا دگر باره خود با بسازد، امروز را بسازد بر مبنای دیروزها، دیروزهایی که ابهام و خون بر بود و نبودش و چند و چونش سایه افکنده است.

ققنوس
9789643113964
۱۳۸۸
۳۶۰ صفحه
۸۱۴ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده جواد مجابی
۲۶ رمان جواد مجابی شاعر، نویسنده، طنزپرداز، منتقد هنری و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در قزوین به دنیا آمد و از چهره‌هایی است که هم در ادبیات و هم در نقد هنرهای تجسمی حضوری جدی داشته است. مجابی نویسنده‌ای چندشاخه است؛ شعر نوشته، رمان و داستان منتشر کرده، طنز اجتماعی کار کرده و درباره نقاشی و هنر معاصر ایران نوشته است. این گستردگی باعث می‌شود او را نتوان فقط در یک قالب محدود کرد. در آثار داستانی و طنز او، نگاه انتقادی به جامعه ...
دیگر رمان‌های جواد مجابی
روز جشن کلمات (شعر معاصر)
روز جشن کلمات (شعر معاصر) بی‌فایدست با تو سخن گفتن. از درختی که ندیده‌ایم من و تو. رویان از الفبا و اعداد. خیال، نمی‌شود برای کسی آب و نان.
روایت عور
روایت عور
بغل کردن دنیا (طنز نگاره)
بغل کردن دنیا (طنز نگاره) فروردین: خوشبختی بزرگی در نزدیکی شماست، آن را به خوبی نمی‌بینید، چون کورید، یا عقل درست و حسابی ندارید، کافی‌ست نگاهی به اطراف خود در بانک بیاندازید، توی این شغل ساده‌ترین کار اختلاس‌ست، کافی‌ست بتوانید حساب‌سازی کنید. اگر تنهایی جرئت ندارید باند تشکیل بدهید، با خودتان روراست باشید، از ته دل پول پرست هستید، خب چه عیبی دارد؟ متولدین این ...
قصه روشن
قصه روشن مشکل این بود که چگونه از نقش این هیولای گندان خلاص شویم، هیولائی که زندگیش مرگ آفرین بود و مرگش نیز زندگی را به آلایشی عفونت بار تهدید می‌کرد. چاره این بود که گیاه را به همانجا که از آن برآمده بود باز پس فرستیم به اعماق مرداب‌ها، به خلاء بدویت، به عدم ماورای خویش. از همان روز که ...
یادداشت‌های بدون تاریخ
یادداشت‌های بدون تاریخ این روحیه، که به علت بی‌ایمانی و بی‌اخلاقی، دامنگیر گروهی شده، سخت خطرناک است. چون طاعون کشنده است: به خود اندیشیدن و جمع را نادیده گرفتن و به وقت معرکه جان و مال را نجات دادن و دیگران را در تاریکی جهل و مصیبت رها کردن و له کردن، آری این بلیه چون طاعون کشنده است.
مشاهده تمام رمان های جواد مجابی
مجموعه‌ها