رمان ایرانی

این‌جا باران صدا ندارد

این‌بار صابون جامد را برداشت و با دقت بین انگشت‌ها و پشت و روی دست‌هایش را شست. هر چه تلاش می‌کرد گفت و گوی تلفنی شیرین را از ذهنش خارج کند، کمتر موفق می‌شد و جزئیات بیشتری از آن در ذهنش شکل می‌گرفت. شیرین ذهنش می‌گفت: الان خوابه... حالا می‌آم می‌بینمت... نه بابا اون که حالیش نیست... شیرین ذهنش با یک چشم او را می‌پایید که بیدار نشود و هومن ذهنش، مدام تکرار می‌کرد: طرفای خونه کاری نداری؟ همزمان، تصویر هومن بر تخت بیمارستان، با گلوی بریده، بخش دیگری از ذهنش را اشغال کرده بود و مردی با لهجه غلیظ کردی می‌گفت: از دوستاشون هستم، بیرون رفتن؟

چشمه
9786002290861
۱۳۹۱
۱۶۰ صفحه
۵۳۵ مشاهده
۰ نقل قول
کامران محمدی
صفحه نویسنده کامران محمدی
۹ رمان کامران محمدی نویسنده و روزنامه‌نگار ایرانی است؛ در داستان و نوشتار معاصر فارسی حضور دارد و با روایت‌های شهری و اجتماعی شناخته می‌شود. درباره جزئیات زندگی شخصی او داده عمومی و قابل اتکای زیادی در دسترس نیست؛ بنابراین معرفی دقیق‌تر باید بر خود آثار و جایگاه نوشتاری او تکیه کند. آثار او معمولا از دل زندگی امروز، روابط انسانی و موقعیت‌هایی برمی‌آیند که برای خواننده ایرانی قابل لمس‌اند. محمدی در نوشتار به روایت روان و نزدیکی به زبان معاصر توجه دارد؛ متن قرار ...
دیگر رمان‌های کامران محمدی
قصه‌های پری‌وار و داستان‌های واقعی (39 داستان مینی‌مالیستی)
قصه‌های پری‌وار و داستان‌های واقعی (39 داستان مینی‌مالیستی) گفتم: پری، اتاق خیلی نم داره. گفت: ولی پریای دریایی که از نم ترسی ندارن اونا تو دریا زندگی می‌کنن. گفتم: پاهات این طوری بدتر می‌شه. گفت: پریای دریایی که پا ندارن. دم دارن من هم شبا که تو خوابیدی دم درمی‌آورم. گفتم: باید خونه رو عوض کنیم، بریم یه جای بهتر ولی با این وضع کار.... گفت: پریای دریایی که کار نمی‌خوان اونا خیلی ...
بگذارید میترا بخوابد
بگذارید میترا بخوابد صدای موسیقی ناشناسی حرفش را قطع کرد. ایوب بی‌اختیار نگاهی به گوشی خود انداخت و از این که ستاره سراغش را نگرفته، شاد و اندکی نگران شد، اما چرا این آهنگ؟ زنگ هیوا را می‌شناخت، موسیقی فیلم سینما پارادیزو بود. شهرزاد گوشی را از کیفش درآورد و نگاهی به آن انداخت. لبخندی زد و با مهربانی دستش را روی دست ایوب ...
مه
مه جدیدترین رمان «کامران محمدی» با عنوان «مه» روایتی ا‌ست برای کشفِ یک رابطه‌ رازآلود. «مه» همان‌طور که از نامش برمی‌آید از یک اتفاق بسیار مهم شروع می‌شود و کاری می‌کند که راوی یا راوی‌ها برای کشفِ آن‌چه بر ایشان می‌رود هر کاری بکنند. محمدی بعد از آخرین رمانش،«این‌جا باران صدا ندارد» (1391)، وقتِ فراوانی برای نوشتنِ این رمان گذاشت و سعی کرد ...
بوی ملایم کنت
بوی ملایم کنت در «بوی ملایم کنت» بیشتر با داستان‌هایی مواجهیم که برش‌های کوچک اما عمیقی از زندگی را برای‌مان روایت می‌کنند. داستان‌هایی که در عین سادگی و کوتاهی، زندگی را با همه‌ی زشتی‌ها و زیبایی‌هایش، جلو روی‌مان می‌گذارند. از جمله ویژگی‌های این کتاب جیبی، نثر روان و جذاب است که باعث می‌شود خواننده بی هیچ زحمتی، داستان‌ها را بخواند و هیچ‌جا دچار ...
مشاهده تمام رمان های کامران محمدی
مجموعه‌ها