«دگردیسی در ضیافت» جلد سوم از مجموعه داستانهای طنز و سوررئالیستی آلبرتو موراویاست که به دنبال «گوساله دریایی» و «خوشبختی در ویترین» به چاپ رسیده است. 18 داستان کوتاه در ژانرهای مختلف اما با خاستگاهی واحد: تجارب انسانی.
۱۷ رمان
آلبرتو موراویا، رماننویس ایتالیایی است و نامش با آثاری شناخته میشود که به بیگانگی، میل، بورژوازی، اخلاق و پوچی نزدیکاند. زندگی و کار او نشان میدهد ادبیات چطور میتواند از تجربهای شخصی، تاریخی یا فرهنگی به روایتی ماندگار برسد.
مسیر نویسندگی او با توجه به انسان و موقعیت شکل گرفته است. در آثارش شخصیتها فقط برای پیش بردن ماجرا نیستند؛ آنها با ترس، آرزو، شکست، ایمان یا انتخابهایی روبهرو میشوند که به متن عمق میدهد.
از آثار یا زمینههای شناختهشده او میتوان ...
کلمه مادر
جواب دادم:«کار و کاسبی؟ جناب وکیل کار و کاسبی که چه عرض کنم... درماندهام، ناامیدم... سرگذشت من سرگذشت سفر طولانی آدمیست بین تمام ادارههای کاریابی. دو سال آزگار است میچرخم و میگردم اما چه فایده... جناب وکیل، دیگر نمیدانم چه خاکی به سرم کنم.»
وقتی مجبوری سرت را به دیوار بکوبی
چرا حسودی. آدمی هستی شکستخورده. خودت هم میدانی شکستخوردهای. اما دلت میخواهد شکستخورده نباشی. برای همین به هر کس که مثل خودت شکستخورده نباشد حسودی میکنی. ممکن است ال... هیولا باشد، حرفی نیست، اما تو فقط به خاطر اینکه او آدم شکستخوردهای مثل تو نیست باهاش لج افتادهای. حسادت است که مجبورت میکند اینجور داستانها را سرهم کنی که هر ...
داستانهای ماقبل تاریخ
یک رابطه خوب با حیوانات، درست زمانی حاصل میشود که قادر به ارج نهادن به تفاوتهایشان باشیم: وقتی که آنها را از خودمان دور احساس میکنیم، وقتی که فکر نکنیم به هر قیمتی باید آنها را در قالبی انسانی درآوریم. حتی پیشی داخل سالن هم که فکر میکنیم همه چیز را راجع به آن میدانیم و اغلب به نظرمان قابل ...
گوساله دریایی
"گوساله دریایی" مجموعهای است از داستانهای طنز و سورئالیستی آلبرتو موراویا. سورئالیسمی متفاوت که با روایتگری آغاز میشود و ناگهان موقعیتها تغییر مکان میدهند، فضا به هم میریزد و انگار با افسانه روبرو میشوی، چرا که شخصیتها در عین واقعی بودن غیر واقعی به نظر میرسند و آنچه غیر واقعی است واقعی.
انزجار
موراویا در این داستان، برداشت جدیدی از ماجرای اودیسه، اثر جاودانی هومر شاعر حماسه سرای یونان باستان دارد و تعبیر و تفسیری از آن را از دریچه فلسفه بدبینانه خود در زندگی قهرمانانش پیاده میکند. قهرمانانی که حتی شرافت و شهامت مردمان روزگار قدیم را ندارند که با خون، لکه ننگ را از دامن خود بزدایند.