رمان خارجی

صمیمیت

(Intimacy)

می‌گوید چشم‌هام خیلی وقت پیش باز شدند، اما دیگه خیلی دیر بود. یک بار شانس تو چنگم بود اما از کف دادمش. حتی یک مدتی فکر می‌کردم بر می‌گردی. چرا هم‌چو فکری کردم؟ حتما عقل را از دست داده بودم. حالا هم اشک تو چشمام جمع شده، اما گریه نمی‌کنم که تو کیف نکنی...

تجربه
9789646481657
۱۳۸۷
۲۴ صفحه
۸۰۸ مشاهده
۰ نقل قول
ریموند کارور
صفحه نویسنده ریموند کارور
۱۱ رمان ریموند کارور از مهم‌ترین داستان‌کوتاه‌نویسان آمریکایی قرن بیستم است؛ نویسنده‌ای که با نثری کوتاه، خاموش و دقیق، زندگی طبقه کارگر را به ادبیات آورد. او در اورگن به دنیا آمد و تجربه کار، فقر، اعتیاد و زندگی خانوادگی دشوار در نگاه داستانی‌اش اثر گذاشت. داستان‌های کارور معمولا حادثه بزرگ ندارند؛ یک گفت‌وگو، یک مهمانی یا سکوتی طولانی کافی است تا شکاف زندگی شخصیت‌ها آشکار شود. نثر او کم‌گوست، اما همین کم‌گویی فشار عاطفی ایجاد می‌کند. آنچه گفته نمی‌شود، گاهی از جمله‌های نوشته‌شده مهم‌تر ...
دیگر رمان‌های ریموند کارور
وقتی از عشق حرف می‌زنیم
وقتی از عشق حرف می‌زنیم ریموند کارور داستان‌نویس معاصر آمریکایی که در ایران و در نزد اهل ادب چهره ای شناخته شده است در داستان‌های خود همواره با نگاهی ریزبین و جزئی‌نگر به محیط اطراف و اجتماع پیرامون خویش نظر می‌کند. مجموعه حاضر تعدادی از مهم‌ترین داستان‌های این نویسنده را دربر می‌گیرد.
کلیسای جامع
کلیسای جامع آمریکای کارور آمریکای استیصال است. فرو رفته در غباری از درد و سرخوردگی. دنیایی که کارور خلق می‌کند دنیای آدم‌هایی است که رویاهای‌شان را از دست داده‌اند. با خواندن هر داستان کارور گویی پا به خیابانی گذاشته‌ایم به ظاهر آشنای آشنا، اما کمی پیش‌تر که می‌رویم احساس می‌کنیم سر هر پیچی خطری در کمین است، یا زمین زیر پایمان حالاست که به ...
فاصله
فاصله کارور از تواناترین داستان‌نویسان معاصر آمریکا و جهان است و مجموعه حاضر دربردارنده برخی از بهترین داستان‌های کوتاه او است، هر چند همه آثارش از چنان کیفیت و قوتی برخوردارند که انتخاب بهترین از میان آن‌‌ها کاری دشوار است. داستان‌های کارور اغلب درباره زنان و مردانی است که گویی از درون ویران شده‌‌اند و این ویرانی در تنهایی و عدم ...
فیل (داستان کوتاه)
فیل (داستان کوتاه) پرنده‌ها صدا می‌کردند و چند اتومبیل توی بزرگراه از کنارم گذشتند. با خود گفتم برادر، امیدوارم تو هم خوش‌بخت باشی. امیدوارم بخت تو هم بگوید. وقتی گفت، طلب مرا هم فراموش نکن. به زن سابق‌ام هم فکر کردم، زنی که زمانی بی‌نهایت او را دوست داشتم. او زنده بود و، تا آنجا که دورادور از او خبر داشتم، حالش خوب ...
مشاهده تمام رمان های ریموند کارور
مجموعه‌ها