مجموعه داستان داخلی

قصه‌های 1 دقیقه‌ای برای همه

دختر جوانی، گردنبندی از کلمه‌ها به گردن آویخته بود که همه از زیبایی‌اش، خیره مانده بودند. پسر جوانی، داشت با جمله‌های آشنا، برای همه ماهی می‌گرفت تا به دختر جوان برسانندش. مادری، نوزادش را با ترانه‌ها آرام می‌کرد و همه دست به چانه زده بودند و نگاهش می‌کردند. پدری، بسته‌های کلمه را جا‌به‌جا می‌کرد تا جمله‌ای پیدا کند و همه در آن پیدا باشند. پیرمردی، دست کرده بود توی جعبه خاطرات و کلمه‌هایی را می‌گفت که برای همه جمع کرده بود. مادربزرگ، جعبه جادویی‌اش را باز کرده و قصه‌هایی را می‌گفت که همه دوست‌شان داشتند.

آموت
9786006605050
۱۳۹۱
۲۰۰ صفحه
۴۴۶ مشاهده
۰ نقل قول
فریبا کلهر
صفحه نویسنده فریبا کلهر
۳۹ رمان فریبا کلهر، نویسنده ایرانی ادبیات کودک، نوجوان و بزرگسال، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در تهران به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبان‌های مختلف گره خورده است. مسیر کاری او با قصه‌نویسی برای کودکان و نوجوانان و سردبیری نشریات کودک شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرم‌کننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغه‌های شخصی او تبدیل شوند. شهرت او بیش از همه با آثار ...
دیگر رمان‌های فریبا کلهر
شروع 1 زن
شروع 1 زن وقتی به میدان هفت تیر رسیدم خبری از گردهمایی و تجمع نبود. اغتشاش بود. یک دنیا زن و مرد هراسان که از دست پلیس‌ها فرار می‌کردند. ساعت حدود پنج بعداز ظهر بود. راه‌های ورود به میدان بسته بود اما می‌خواستم هر طور شده از سد پلیس‌ها بگذرم و داخل میدان شوم و آن همه مرد و زن را ببینم، فعالان ...
نیکی گلسرخ 4
نیکی گلسرخ 4 هدف از ادبیات لذت و سرگرمی است، ولی در داستان‌هایی که کودکان و بزرگسالان با آن‌ها ارتباط برقرار می‌کنند، اتفاقی ورای این می‌افتد. نویسندگان موفق آن‌هایی هستند که جهان را از زاویه‌ای امن، صمیمی و قابل‌درک نشان می‌دهند و کمک می‌کنند تا خوانندگان راه‌ها و ایده‌هایی تازه برای گذر از چالش‌های زندگی روزمره پیدا کنند. کتاب نیکی گلسرخ و گوشواره‌های ...
هرکول خانم 20 درصدی
هرکول خانم 20 درصدی می‌دانم توی سرت چی می‌گذرد! هرکول خانم گفت: «وای برنا... چرا لباست خونی است؟ اتفاقی افتاده؟» برنا از ترس داد زد؛ «او از کجا می‌داند؟ از کجا فهمیده؟» هرکول خانم صدایش را شنید و گفت: «خب عزیزم، من جادوگرم و به جای دو تا چشم، هشت تا چشم دارم.»
دختر نفرین‌شده
دختر نفرین‌شده دختر جوانی، گردنبندی از کلمه‌ها به گردن آویخته بود که همه از زیبایی‌اش، خیره مانده بودند. پسر جوانی، داشت با جمله‌های آشنا، برای همه ماهی می‌گرفت تا به دختر جوان برسانندش. مادری، نوزادش را با ترانه‌ها آرام می‌کرد و همه دست به چانه زده بودند و نگاهش می‌کردند. پدری، بسته‌های کلمه را جابهجا می‌کرد تا جمله‌ای پیدا کند و همه در آن پیدا ...
هم سحر آمیز بود هم سفید خط خطی
هم سحر آمیز بود هم سفید خط خطی *اثری برای تقویت حس همکاری و کار گروهی در کودک* |چه خط‌هایی بودند! هم سحرآمیز بودند، هم هرجا می‌رفتند، رفت‌وآمدها بی‌خطر می‌شدند، هم برگشتند پیش اژدهای خط‌خطی و رفتند توی دهانش.| این کتاب یک جلد از مجموعه‌ی آمو قصه‌های هم هم است که از سوی نشر محراب قلم به چاپ رسیده، داستان‌های این مجموعه در تقویت مهارت‌های اجتماعی کودکان و ...
مشاهده تمام رمان های فریبا کلهر
مجموعه‌ها