«به تو چه زنیکه من کیم؟ شماره تلفنو بده وگرنه میام در خونهات به زور ازت میگیرم.» من هم خوب جلوش در اومدم و گفتم:«هیچ غلطی نمیتونی بکنی، هر کاری میخوای بکن. منو میترسونی مردیکه.»
۳۵ رمان
جمال میرصادقی، نویسنده و مدرس داستاننویسی ایرانی است و در میان خوانندگان با آثاری شناخته میشود که به داستان کوتاه، آموزش نویسندگی و نقد ادبی نزدیکاند. زندگی و کار او نشان میدهد که ادبیات میتواند از دل تجربههای فردی، جهانهایی عمومی و ماندگار بسازد.
مسیر نویسندگی او با توجه به جزئیات انسانی شکل گرفته است. در نوشتههایش معمولاً شخصیتها فقط حامل ماجرا نیستند؛ آنها با گذشته، ترسها، امیدها و انتخابهایی روبهرو میشوند که داستان را پیش میبرند.
از آثار یا زمینههای شناختهشده ...
شهرزاد و مرگ
در داستاننویسی امروز جهان «چگونه نوشتن» از «چه نوشتن» بااهمیتتر است. درونمایه بسیاری از داستانهای جهان یکی است و شیوه نوشتن آنها را متفاوت میکند. در کتاب «شهرزاد و مرگ و داستانهای دیگر» جمال میرصادقی با 25 داستان کوتاه انواع شیوههای داستانپردازی را پیش چشم ما میگذارد و از این دریچه ما را با انواع داستان آشنا میکند.
وقتی افتاد، آوازش بلندتر شده بود
یک شاخه گل سرخ
مجموعهداستان «یک شاخه گل سرخ» سالها پیش از این، در خارج از ایران منتشر شدهاست و اکنون برای اولینبار در ایران نیز به چاپ میرسد. «یک شاخه گل سرخ» داستان دلدادگی جوانی است که در چنبره زمان و مکان و خیال اسیر شدهاست و خود را تنها در آینه معشوق باز مییابد.
بادها خبر از تغییر فصل میدهند
شب زمستان
از صدای هایهوی درختها بیدار شد. پشت پنجره تاریکی عمیقتر شده بود و باد درختها را به هم میکوبید و شیشه پنجره را به صدا درمیآورد. ماشینی از زیر پنجره گذشت. دری به هم خورد. صدای گریه بچه همسایه بلند شد. صدای ماشین دور رفت. گریه بچه برید. دوباره های و هوی درختها بلند شد. آسمان برق زد. روشنی روی ...