رمان ایرانی

دندان گرگ

«به تو چه زنیکه من کیم؟ شماره تلفنو بده وگرنه میام در خونه‌ات به زور ازت می‌گیرم.» من هم خوب جلوش در اومدم و گفتم:«هیچ غلطی نمی‌تونی بکنی، هر کاری می‌خوای بکن. منو می‌ترسونی مردیکه.»

مجال
9789642718115
۱۳۹۱
۲۰۸ صفحه
۱۹۸۹ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
صفحه نویسنده جمال میرصادقی
۳۶ رمان جمال میرصادقی، نویسنده و مدرس داستان‌نویسی ایرانی است و در میان خوانندگان با آثاری شناخته می‌شود که به داستان کوتاه، آموزش نویسندگی و نقد ادبی نزدیک‌اند. زندگی و کار او نشان می‌دهد که ادبیات می‌تواند از دل تجربه‌های فردی، جهان‌هایی عمومی و ماندگار بسازد. مسیر نویسندگی او با توجه به جزئیات انسانی شکل گرفته است. در نوشته‌هایش معمولاً شخصیت‌ها فقط حامل ماجرا نیستند؛ آن‌ها با گذشته، ترس‌ها، امیدها و انتخاب‌هایی روبه‌رو می‌شوند که داستان را پیش می‌برند. از آثار یا زمینه‌های شناخته‌شده ...
دیگر رمان‌های جمال میرصادقی
کلاغ ها و آدم ها
کلاغ ها و آدم ها اثری از نویسنده ای که برخی آثارش به زبان های دیگر ترجمه شده و چندین داستان کوتاه، بلند و رمان را در کارنامه ادبی خود به ثبت رسانده است. کلاغ ها و آدم ها روایتی اجتماعی و سیاسی دارد و ماجرای آن از ورود محمدی و همسرش به آپارتمانی جدید آغاز می شود، مدت زیادی از حضور آن ها در ...
داستان های نوین
داستان های نوین میرصادقی در این کتاب سبک‌ها و کاتب و جریان‌های گوناگون ادبی را بررسی کرده و برای هرکدام شاهدی داستانی آورده است. این کتاب کتابی بسیار ارزشمند و آموزنده برای آنهایی است که می‌خواهد با گونه‌ها و سبک‌ها و جریان‌های فکری گوناگون ادبیات جهان بیشتر آشنا شوند و چیزهای تازه در باره ادبیات داستانی بیاموزند. جریان‌هایی مانند، مدرنیسم، جریان سیال ذهن، ...
بادها خبر از تغییر فصل می‌دهند
بادها خبر از تغییر فصل می‌دهند
مادر عشق و دیگر هیچ
مادر عشق و دیگر هیچ «بارون گرفت، چه بارونی، جر و جر. خواستن یه جا پیدا کنن که بارون بهشون نخوره. این‌ور می‌رفتن، اون‌ور می‌رفتن، دنبال یه جا می‌گشتن. یه هو یه صدایی اومد: آهای ماه پری، آهای خورشید پری... برگشتن دیدن یه سنگ کوچولو دل تاریک‌شو واسه اون‌ها وا کرده، بیاین تو این‌جا بارون نخورین. ماه پری و خورشید پری دست همو گرفتن و ...
آتش از آتش
آتش از آتش علی‌خان پالتوش را به دوش می‌گیرد و دم در می‌رود. بنز آلبالویی رنگی زیر چراغ برق کوچه ایستاده. مرد خوش‌پوش و آراسته‌ای جلو در خانه می‌آید و با علی‌خان احوالپرسی گرمی میکند. آن‌وقت به بنز آلبالویی رنگ اشاره می‌کند.
مشاهده تمام رمان های جمال میرصادقی
مجموعه‌ها