رمان ایرانی

آمبولانس شتری (دار و دسته دارعلی 1)

اهووی ملت! رد شدن هر نوع خواننده از داستان‌های دار و دسته من قدغنه! شرایط واسه هر دو دسته، خواننده کم حوصله و پر حوصله، حسابی جفت و جوره. کم حوصله‌ها از هر جای کتاب عشقشون کشید داستانی انتخاب کنن و بخونن. البته، پر حوصله‌ها با خوندن کل مجموعه اجازه ورود به ماجراهای تو در تو رو پیدا می‌کنن قربون. رفیق جبهه و جنگ شما، دارعلی!

سوره مهر
9786001755668
۱۳۹۲
۱۲۴ صفحه
۲۷۷ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده اکبر صحرایی
۹ رمان اکبر صحرایی نویسنده ایرانی است؛ در ادبیات داستانی معاصر و روایت‌های مرتبط با جنگ و جامعه حضور دارد. درباره جزئیات زندگی شخصی او داده عمومی و قابل اتکای زیادی در دسترس نیست؛ بنابراین معرفی دقیق‌تر باید بر خود آثار و جایگاه نوشتاری او تکیه کند. آثار او اغلب از تجربه‌های ایرانی، روابط انسانی و موقعیت‌هایی با زمینه اجتماعی نیرو می‌گیرند. صحرایی به روایت قابل دنبال کردن و شخصیت‌هایی نزدیک به مخاطب فارسی توجه دارد. حضور او بخشی از جریان نویسندگانی است که تجربه‌های تاریخی ...
دیگر رمان‌های اکبر صحرایی
گردان بلدرچین‌ها (دار و دسته دارعلی 2)
گردان بلدرچین‌ها (دار و دسته دارعلی 2) اهووی ملت! رد شدن هر نوع خواننده از داستان‌های دار و دسته من قدغنه! شرایط واسه هر دو دسته، خواننده کم حوصله و پر حوصله، حسابی جفت و جوره. کم حوصله‌ها از هر جای کتاب عشقشون کشید داستانی انتخاب کنن و بخونن. البته، پر حوصله‌ها با خوندن کل مجموعه اجازه ورود به ماجراهای تو در تو رو پیدا می‌کنن قربون. رفیق ...
برانکارد دربستی (دار و دسته دارعلی 3)
برانکارد دربستی (دار و دسته دارعلی 3) اهووی ملت! رد شدن هر نوع خواننده از داستان‌های دار و دسته من قدغنه! شرایط واسه هر دو دسته، خواننده کم حوصله و پر حوصله، حسابی جفت و جوره. کم حوصله‌ها از هر جای کتاب عشقشون کشید داستانی انتخاب کنن و بخونن. البته، پر حوصله‌ها با خوندن کل مجموعه اجازه ورود به ماجراهای تو در تو رو پیدا می‌کنن قربون. رفیق ...
زندان عادل‌آباد
زندان عادل‌آباد
عزیز جهان
عزیز جهان تابلو درست جفت اسکلت سیاه ‌خان قرار داشت. سیاه ‌خان قدش دو متر و شصت سانتیمتر می‌رسد و وزنش هم به اندازه‌ای افزایش می‌یابد که تنها با درشکه می‌توانستند او را جابه‌جا کنند... فیلسوف روان‌شاد... استخوان‌های سیاه ‌خان را سرهم‌بندی می‌کند و داخل ویترین شیشه‌ای سر در آمفی ‌تئاتر دانشکده به نمایش می‌گذارد!!! عزیز... عزیز... باتوام، اوناهاش! خانم جهان توکلی! ...
مشاهده تمام رمان های اکبر صحرایی
مجموعه‌ها