مجموعه داستان خارجی

گردنبند ملکه

(The queens necklace)

دیدن مرد بی‌تحرک ایستاده در آن سوی چمنزار، در دل انریکو واهمه انداخته بود. صبر کرد و سیگاری روشن کرد. انریکو کم‌کم علاقمند شد تا در مورد مرد چیزی بداند و به حضور ناگهانی‌اش بیشتر پی ببرد. از نظر انریکو، مرد غریبه از آن دسته آدم‌هایی بود که بی‌هیچ قید و بند و قانون یا عقیده خاصی زندگی می‌کنند و روابط پیچیده یا بغرنجی با دیگران دارند و خود را بی‌پروا به وسعت بی‌انتهای طبیعت و جهان خود می‌سپارند.

9786006867205
۱۳۹۲
۸۰ صفحه
۹۱۵ مشاهده
۰ نقل قول
ایتالو کالوینو
صفحه نویسنده ایتالو کالوینو
۳۶ رمان ایتالو کالوینو، نویسنده ایتالیایی، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در کوبا به دنیا آمد و در ایتالیا بالید و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبان‌های مختلف گره خورده است. مسیر کاری او با ادبیات مقاومت، تجربه‌های فرمی و خیال‌پردازی روشنفکرانه شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرم‌کننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغه‌های شخصی او تبدیل شوند. شهرت او بیش از همه با «شهرهای ناپیدا»، «اگر شبی ...
دیگر رمان‌های ایتالو کالوینو
شوالیه ناموجود
شوالیه ناموجود در پای حصار سرخ‌فام پاریس، ارتش فرانسه استقرار یافته بود. قرار بود شارلمانی از اصیل‌زادگان دلاور سان ببیند. آن‌ها درست از 3 ساعت پیش در هوای دم‌کرده و کمی ابری بعدازظهر 1 روز آغاز تابستان انتظار آمدن او را داشتند. افراد در زره‌های رزمی‌شان، انگار توی دیگی که روی آتش ملایمی گذاشته شده باشد، در حال پختن بودند.
افسانه‌های ایتالیایی
افسانه‌های ایتالیایی
داستان‌های کوتاه ایتالو کالوینو 2 (قارچ‌ها در شهر)
داستان‌های کوتاه ایتالو کالوینو 2 (قارچ‌ها در شهر) ... نیاز به تعدیل عنصر منطقی و اختیاری در روایت، نیاز به نظم و نیز ساختار، مرا به سوی افسانه سوق داد. راه افسانه و راه داستان‌های خیالی، راه بازیگوشی و سهل‌انگاری نیست: وای اگر از محدوده سورئالیسم صرف پا فراتر بگذاریم و وای اگر... و اما درباره داستان‌هایی که نوشته‌ام، این‌جا، در این کتاب‌اند و من دلم می‌خواهد آن‌ها، ...
شهرهای نامریی
شهرهای نامریی سفر به شهرهای ناپیدا از ورای گفت و گوی خان مغول و مارکوپولو آغاز می‌شود. شهرهایی که هر کدام نام زنی بر خود دارند و به ظاهر خیالی هستند.
شاه گوش می‌کند
شاه گوش می‌کند فوران فریادها و شعله‌ها شهر را در بر گرفته است. شب منفجر شده است، زیرورو شده است. تاریکی و سکوت در هم تندیده‌اند و اضداد خود، آتش و فریاد را بیرون می‌ریزند. شهر مثل کاغذی مشتعل، مچاله می‌شود.فرار کن! بدون تاج، بدون گرز مرصع، کسی نمی‌فهمد که تو شاهی. شبی تاریک‌تر از شب آتش‌سوزی نیست. و آنکه در میان جمعیت فریادگران ...
مشاهده تمام رمان های ایتالو کالوینو
مجموعه‌ها