رمان خارجی

جاناتان مرغ دریایی

(Janathan livingston seagull)

چرا دشوارترین کار در جهان این است که پرنده‌ای را متقاعد کنی‌‌، ‌آزاد است‌‌؟ در این کتاب با روایت داستانی بسیار پندآموز از زندگی یک مرغ دریایی به خواننده این نکته را متذکر می‌شود که برای رسیدن به هدف تنها کوشش است که می‌تواند به شما کمک کند.

حسن نامدار
9786006687247
۱۳۹۱
۱۴۴ صفحه
۱۶۶۷ مشاهده
۲۶ نقل قول
نسخه‌های دیگر
ریچارد باخ
صفحه نویسنده ریچارد باخ
۲۴ رمان ریچارد باخ، نویسنده و خلبان آمریکایی است و در میان خوانندگان با آثاری شناخته می‌شود که به پرواز، آزادی، خودشناسی و معنویت فردی نزدیک‌اند. زندگی و کار او نشان می‌دهد که ادبیات می‌تواند از دل تجربه‌های فردی، جهان‌هایی عمومی و ماندگار بسازد. مسیر نویسندگی او با توجه به جزئیات انسانی شکل گرفته است. در نوشته‌هایش معمولاً شخصیت‌ها فقط حامل ماجرا نیستند؛ آن‌ها با گذشته، ترس‌ها، امیدها و انتخاب‌هایی روبه‌رو می‌شوند که داستان را پیش می‌برند. از آثار یا زمینه‌های شناخته‌شده او می‌توان ...
دیگر رمان‌های ریچارد باخ
جاناتان مرغ دریایی (با جعبه)
جاناتان مرغ دریایی (با جعبه) چرا دشوارترین کار در جهان این است که پرنده‌ای را متقاعد کنی‌‌، ‌آزاد است‌‌؟ در این کتاب با روایت داستانی بسیار پندآموز از زندگی یک مرغ دریایی به خواننده این نکته را متذکر می‌شود که برای رسیدن به هدف تنها کوشش است که می‌تواند به شما کمک کند. کلمات کلیدی: ادبیات و داستان، ادبی، ریچارد باخ، زهره زاهدی
یگانه
یگانه راه زیادی آمده‌ایم نه؟ بیست و پنچ سال پیش، وقتی همدیگر را دیدیم، من خلبان بودم و مسحور پرواز، در پی معانی‌ در ورای ابزار و سرعت. بیست سال پیش در سفرمان به آن طرح زندگی جدید رسیدیم. ده سال پیش منجی عالم را دیدیم، و دریافتیم که او خود ماست. اما من مردی تنها بودم با ذهنی مالامال از فصل‌ها ...
اوهام
اوهام تنها جبر زندگی یگانه با خویش بودن است. یگانه با هر که و هر چه دیگر، نه ممکن است، که نشانه منجی دروغین بودن است. ساده‌ترین پرسش‌ها، ژرف‌ترین پرسش‌هایند. کجاست زادبومت؟ خانه کجا؟ به کدام جانب روانی؟ چه هوی در سرت؟ پرسش همان پرسش، به گذار زمان دگر رنگ‌های پاسخ‌بین.
جاناتان مرغ دریایی
جاناتان مرغ دریایی صبح بود. خورشید پهنه دریا را درخشان کرده بود و یک مایل دورتر قایقی هم‌نشین آب شده بود و برای پرندگان آن اطراف، این یعنی صبحانه. هزاران مرغ دریایی که برای تکه‌ای غذا این‌ور و آن‌ور می‌پریدند و با هم درگیر می‌شدند، قشقرقی راه انداخته بودند که نوید روز پر جنب‌وجوش دیگری را می‌داد. اما کمی آن طرف‌تر، دور از ...
مشاهده تمام رمان های ریچارد باخ
مجموعه‌ها