رمان ایرانی

وقایع نگاری 1 زندیق

جناب سروان! در و دهاتی‌ها رو چه به رادیو؟ از این ده و قصبه‌ها که رنگ شهر و جماعت را به خودشان ندیده‌اند، هزارها هست تو این مملکت. نه پول دارند میان خودشان، نه به عمرشان ماشینی چیزی دیده‌اند. نان و قاتق خودشان را می‌خورند. من از این باریک‌گذار چیزی نشنیده بودنم. اما می‌فهمم که از این در و دهات تا بخواهی توی این مملکت پر است. همه چیز به امان خدا!

9786009303250
۱۳۹۲
۱۸۳ صفحه
۳۲۲ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده مصطفی جمشیدی
۱۰ رمان مصطفی جمشیدی نویسنده ایرانی است و آثارش در فضای داستان فارسی معاصر خوانده می‌شوند. درباره زندگی شخصی او داده‌های عمومی قابل اتکا محدود است؛ به همین دلیل تاریخ و محل تولد بدون سند افزوده نشده است. جمشیدی در فضای روایی‌ای قرار دارد که به تجربه اجتماعی، حافظه و زبان فارسی امروز توجه نشان می‌دهد. در چنین آثاری، قصه می‌تواند از موقعیت‌های آشنا شروع شود و به لایه‌های اخلاقی یا عاطفی عمیق‌تر برسد. نویسندگان معاصر فارسی با همین تفاوت صداها شناخته می‌شوند؛ هرکدام بخشی از ...
دیگر رمان‌های مصطفی جمشیدی
سراب و سمرقند
سراب و سمرقند مثل خواب‌گردها به ماهان خیره شدم قطعاتی از ماه ماهان نالید ((بله فکر می‌کنی رنج این همه راه را به جان خریده بودم که خرمهره بخرم وسط جهنم دره‌ی خدا))...
وقت نیایش ماهی‌ها
وقت نیایش ماهی‌ها پادشاهی بود در ایالت‌های هندوستان، با لشکر فراوان و مملکت وسیع. و مهابت عظیم از او در نفوس رعیت قرار گرفته بود و پیوسته بر دشمنان ظفر می‌یافت؛ و با این حال حرص عظیم داشت در شهوت‌های دنیا و از متابعت هواهای نفسانی لحظه‌ای فرو نمی‌گذاشت. و او در ابتدای جوانی به سلطنت رسیده بود و صاحب رای اصیل و ...
شب رنج موسی
شب رنج موسی سلیم گفت: شب‌های طرابلس همین‌جوری وحشت دارد تو را خدا تو یکی ما را نترسان. تا آخر شیفت من می‌لرزم توی اتاق پانسمان. تا زود است برود بالاها. در یک اقلیم دیگر... من خودم بارها خواب دیده‌ام تاجری هستم در محله چهل دزد بغداد. می‌دانی که پدربزرگم بارها به عراق رفته بود. توتون تجارت می‌کرد. بدبخت نمی‌دانست یک روزی نوه‌اش می‌شود عمله ظلم...
بوفاری 4
بوفاری 4 در شانه برآمده گلوگاه ورودی، تابلویی بود که عبدالصمد با خط بد نوشته بود: ((بوفاری 4 ـ اداره‌ی تشخیص و بهره‌برداری از منطقه جنوب ـ مناطق حاره)).
3 دلیل تنفر از عش...
3 دلیل تنفر از عش... خودم می‌دانستم که همان تلسکوپ و زمان‌های موازی و کهکشان نورانی فلک سوم را از یک وام دانشجویی مختص دانشجویان ممتاز خریده است. باز می‌دانستم که طرح سایت است و حتی تا تعمیر کاری دستگاه‌های پیچیده‌ی کامپیوتری تخصص دارد. ادعا داشت پدر و مادرش را در ایذه در یک نزاع خانوادگی از دست داده است و سه دلیل دارد که از عشق ...
مشاهده تمام رمان های مصطفی جمشیدی
مجموعه‌ها