این کتاب به گونهای طنزآلود خندهدار است و سبب شده تا پدر من یک شهروند عادی جامعه محسوب شود. اگر از خود بپرسید مردی که در پس این جملههاست به راستی وجود خارجی دارد پاسخ یک بله قاطع همراه با قهقههای بلند خواهد بود.
تو نخ بابام
جاستین هالپرن پس از جدا شدن از نامزد چندین و چند ساله اش، به خانه بازگشت و در کنار پدر هفتاد و سه ساله اش به زندگی ادامه داد. او پدرش، سم هالپرن را «مثل سقراط، اما عصبانی تر و با موهای بدتر» توصیف می کند و زمانی که به خانه بازگشت، شروع به ضبط حرف های بامزه ی او ...