رمان خارجی

کتاب سیاه

صبح همان روزی که قرار بود زنش او را ترک کند، در مسیر همیشگی محل کارش روی پله‌های شیب باب علی، تا روزنامه جلال این‌ها را زد زیر بغلش بکهو یاد بچگی‌هاش افتاد و آن روز گرم تابستانی که با مادر و رویا و مادر رویا روی قایق بودند و توی تنگه بغاز که آن روان‌نویسش که به رنگ یشم می‌نوشت و خیلی هم دوستش داشت افتاد توی آب و هیچ‌کسی هم نتوانست کاری بکند، درست مثل شب همان روزی که وقتی غالب متوجه شد نامه خداحافظی رویا هم با یک روان‌نویس درست مثل همان روان‌نویس نوشته شده هیچ‌کسی نمی‌توانست هیچ کاری بکند.

زاوش
9786006846026
۱۳۹۲
۶۵۴ صفحه
۶۸۳ مشاهده
۰ نقل قول
اورهان پاموک
صفحه نویسنده اورهان پاموک
۳۲ رمان اورهان پاموک، رمان‌نویس ترکیه‌ای و برنده نوبل ادبیات، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در استانبول به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبان‌های مختلف گره خورده است. مسیر کاری او با نوشتن درباره شهر، تاریخ، نقاشی، شرق و غرب شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرم‌کننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغه‌های شخصی او تبدیل شوند. شهرت او بیش از همه با «نام من سرخ»، ...
دیگر رمان‌های اورهان پاموک
موزه معصومیت
موزه معصومیت «من زندگی خوشی را گذراندم. بگذارید این را همه بدانند» اورهان پاموک تنها نویسنده ترک است که توانست نوبل ادبیات را در سال 2006 از آن خود کند. کتاب موزه معصومیت کشف طبیعت عشق است، طبیعتی با طمع داشتن دیگران. این کتاب جاده‌ایست به عمق استانبول. استانبولی که نیمی از آن غربزده شده و مدرن، و نیمی دیگر شرقی و ...
نام من سرخ
نام من سرخ ارهان راست می‌گه دیگه، اگه این نقاشی رو نقاشی می‌کشید که پیرو مکتب هرات باشه شاید می‌تونست اون پرنده‌ها رو همون فاخته‌ها، پوپک‌ها، چه می‌دونم، همونا رو دیگه میخکوب کنه سرجاهاشون ولی خب چهره‌ی من چی می‌شد اون وقت؟ اگه هم یه نقاش ونیزی این کار رو به عهده می‌گرفت اون پرتره یه چیزی می‌شد ولی خب اون وقت زمان ...
شب های طاعون
شب های طاعون سال ۱۹۰۱ در بیست و نهمین ولایت امپراتوری رو به زوال عثمانی، جزیره مینگر، طاعون شایع میشود. پادشاه عبدالحمید برای جلوگیری از شیوع طاعون از مینگر به اروپا، سربازرس بهداشت و سلامت، بونکوفسکی پاشا، و پس از او دکتر نوری جوان ولی با تجربه را که به تازگی با برادرزاده پادشاه، پاکیزه سلطان، ازدواج کرده، به جزیره می فرستد. پاکیزه ...
موزه معصومیت
موزه معصومیت ”می‌دانستم که این لحظه شادترین لحظه زندگی‌ام است“. اورهان پاموک نویسنده بزرگی که شایسته بردن جایزه نوبل است حدود شش سال بر روی این رمان وقت صرف کرد و این رمان خارق‌العاده را با این جمله عاشقانه آغاز کرد. وقتی موزه معصومیت را می‌خوانید، فقط عشق نیست که در آن تجلی پیدا می‌کند بلکه دوستی، پیوند، جذابیت، خانواده و خوشبختی ...
مشاهده تمام رمان های اورهان پاموک
مجموعه‌ها