مجموعه داستان داخلی

زیر سایبان (مجموعه داستان و نمایش‌نامه)

نجیب محفوظ که فرزند یک کارمند دولتی بود، در قسمت فرهنگی خدمات کشوری مصر از سال 1934 تا زمان بازنشستگی‌اش در سال 1971 کار کرد. ابتدا در وزارت موقوفات مشغول به کار و سپس مدیر سانسور اداره هنر و سرانجام رئیس بنیاد حمایت از سینما و در دوران آخر کارمندی، مشاور وزیر فرهنگ شد. او 30 کتاب داستانی نوشت و در سال 1988 برنده جایزه نوبل در ادبیات شد تا اولین عربی باشد که این جایزه را دریافت کند. تا روز درگذشت‌اش او سال‌خورده‌ترین برنده جایزه نوبل در ادبیات و سال‌خورده‌ترین برنده جایزه نوبل پس از برتراند راسل و هالدور لاکسنس بود. در ژوئیه 2006 نجیب محفوظ پس از عمل جراحی ناموفق بر روی سرش تحت مراقبت‌های ویژه پزشکی بود و عاقبت در 30اوت 2006 درگذشت.

روزگار
9789643741709
۱۳۹۲
۲۸۰ صفحه
۹۳۱ مشاهده
۰ نقل قول
نجیب محفوظ
صفحه نویسنده نجیب محفوظ
۲۰ رمان نجیب محفوظ، نویسنده مصری و برنده نوبل ادبیات است و نامش با آثاری شناخته می‌شود که به قاهره، خانواده، سیاست، دین و زندگی روزمره نزدیک‌اند. زندگی و کار او نشان می‌دهد ادبیات چطور می‌تواند از تجربه‌ای شخصی، تاریخی یا فرهنگی به روایتی ماندگار برسد. مسیر نویسندگی او با توجه به انسان و موقعیت شکل گرفته است. در آثارش شخصیت‌ها فقط برای پیش بردن ماجرا نیستند؛ آن‌ها با ترس، آرزو، شکست، ایمان یا انتخاب‌هایی روبه‌رو می‌شوند که به متن عمق می‌دهد. از آثار ...
دیگر رمان‌های نجیب محفوظ
ماه عسل
ماه عسل در سال 1991 در بیت قاضی محله‌ای الجمالیه مصر به دنیا آمد و نام خود را از مشهورترین پزشک زایمان مصر یعنی دکتر نجیب محفوظ که ناظر به دنیا آمدن او بود گرفت. وی مطالعات خود را خواندن رمان‌های پلیسی که حافظ نجیب آنها را به شیوه‌ی آزاد ترجمه می‌کرد، آغاز کرد. در کنار این رمان‌ها، آثار منفلوطی، طه حسین، ...
کوه
کوه «کوه» نمایشنامه‌ای نوشته‌ی نجیب محفوظ، نویسنده‌ی معروف مصری و برنده‌ی جایزه‌ی نوبل ادبیات است. نمایشنامه‌ی کوه به همراه چند داستان کوتاه در این کتاب منتشر شده است. این نویسنده‌ی مشهور بیشتر با رمان‌هایش شناخته می‌شود، اما او چند نمایشنامه‌ هم نوشته که کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند. نمایشنامه‌ی «کوه» یکی از همین آثار است که در آن نویسنده از فرم ...
خانه بدنام
خانه بدنام مردم با تاسف بسیار زن زیبا‌رو را در زیر توفان اهانت‌ها تصور کردند. زنی که در گذشته خود، چیزی جز عشق و احترام نشناخته بود. از راز آن خشم و غضب پرسیدند. ساکنان ساختمان پاسخ دادند که پول و درآمد راز این خشم است و این گردن‌کلفت پیروز شده و تنها کسی شده که بهای اجاره را می‌گیرد. و ام ...
میرامار
میرامار
گدا
گدا مصطفی خندید و گفت: ـ و چون در روزگار ما وحی و الهامی در کار نیست، امثال تو چاره‌ای جز گدایی ندارند! ـ گدایی! در شب و روز، در مطالعه بیهوده و شعر بی‌حاصل... در نمازهای بت پرستانه میان عشرتکده‌های شبانه. در بر انگیختن دل افسرده با خارخار ماجراهای دوزخین.
مشاهده تمام رمان های نجیب محفوظ
مجموعه‌ها