رمان ایرانی

حوادث رمان به گونه‌ای بازگشت ناپذیر در اطراف مسائل دو خانواده پیش می‌رود. "بیژن" شخصیت اول داستان است که گیر افتاده در پیچ و خم قول‌هایی که در گرماگرم بی خبری به "مهتاب" داده به کشف‌های تازه می‌رسد و مهتاب از پنهان‌کاری‌های جنون آمیز خانواده‌ای که به آن تعلق دارد در کام سرخوردگی می‌افتد. او و بیژن قرار است تمام موانع را با عشق بزرگی که دارند از سر راه بردارند؛ اما.... کتاب بعدی

علم
2500110010497
۱۳۹۰
۶۴۸ صفحه
۹۴۶ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
صفحه نویسنده شهره وکیلی
۳۴ رمان شهره وکیلی، رمان‌نویس ایرانی، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در تهران به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبان‌های مختلف گره خورده است. مسیر کاری او با آموزش، مدیریت مدرسه و نوشتن رمان‌های پرخواننده شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرم‌کننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغه‌های شخصی او تبدیل شوند. شهرت او بیش از همه با «شب عروسی من»، «شالیزه» و رمان‌های اجتماعی و ...
دیگر رمان‌های شهره وکیلی
وقتی عشق در می‌زند
وقتی عشق در می‌زند توفانی که روی خانه سنگینی می‌کرد، همه چیز را متوقف نموده و گویی حتی عطر گل‌ها را هم در سطح باغچه‌ها نگه داشته بود. وقایعی ناگهانی، همه چیز را به لرزه درآورده و چون کولاک، زندگی جمعی خانواده را درهم ریخته و افراد خانواده را مثل جن‌زده‌ها به جان هم انداخته بود. پیش از این ماجرا، افراد آن خانواده چنان به ...
شالیزه
شالیزه
صبر بلند
صبر بلند از پنجره اتاق کارم بخشی از ساختمان شما پیداست. هوا خنکای باران دارد و کمی مه ‌گرفته است. کوه در دوردست‌تر در هوای پیش بارانی، پوسته تیره‌ای آن را پوشانده. هوا در شک میان باریدن و نباریدن، زمین و زمان را به انتظار خود سرگردان کرده، میان طراوت و خشکی، میان آمدن و نیامدن، میان رسیدن و نرسیدن. حالا ایستاده‌ام ...
هرگز نمی‌بخشمت
هرگز نمی‌بخشمت کاش انسان بداند، گاه یک گفته بی‌تفکرش چه‌طور می‌تواند مانند اخگری که به زرادخانه‌ای می‌افتد، موجب انفجاری مهیب شود، که دیگر هیچ تاسف قابل توجیهی برایش وجود نداشته باشد جز یک آه درمان‌ناپذیر.
وقتی آن تناور درخت خانه شکست
وقتی آن تناور درخت خانه شکست صدای فاتحه‌خوانی زن‌ها خفیف بود. ولی می‌شد فهمید چه می‌گویند. اما چیزهایی که فرح می‌گفت، به گوش افراد آن جمع تعلق نداشت و چهره‌اش مثل همه سال‌های عمرش نفوذناپذیر می‌نمود. به خصوص حالا که هیجان‌هایش ناخودآگاه مخفی گشته و پشت سکوتی بی‌هویت گم شده بودند.
مشاهده تمام رمان های شهره وکیلی
مجموعه‌ها