صدای زوزه باد شباهتی به نجوا نداشت اما وزش بیامانش او را تشویق میکرد تا به یاد دوران خوب کودکی، دغدغههایش را به باد بسپارد تا با خود ببرد. همیشه در ذهنش زندگی را به باد تشبیه میکرد و اعتقادش بر این بود خود را به دست باد بسپرد...
۱۶ رمان
مژگان مظفری، نویسنده ایرانی است و نامش با آثاری شناخته میشود که به عشق، خانواده، رابطه و روایت عاطفی نزدیکاند. زندگی و کار او نشان میدهد ادبیات چطور میتواند از تجربهای شخصی، تاریخی یا فرهنگی به روایتی ماندگار برسد.
مسیر نویسندگی او با توجه به انسان و موقعیت شکل گرفته است. در آثارش شخصیتها فقط برای پیش بردن ماجرا نیستند؛ آنها با ترس، آرزو، شکست، ایمان یا انتخابهایی روبهرو میشوند که به متن عمق میدهد.
از آثار یا زمینههای شناختهشده او میتوان ...
مرا از من ربودی
یه چیزی تو نگات داری که هر وقت میبینم انگار برق دویست و بیست ولت به قلب صاب مردم وصل میکنن. تو بکری شمیسا! به خدا لنگه نداری. عین جیوه تو تمام وجودم موج میزنی. مونث پر زرق و برق فقط برای یک لحظه آنی جلب توجه میکنه اما مونث نجیب مرد رو جذب میکنه. تو نجیبی شمیسا. اینقدر که ...
شاهپرکها هم میگریند
تویی در آسمان قلبم
دردهای من، جامعه نیستند تا زتن درآورم
چامه و چکام نیستند تا رنای جان برآورم
دردهای من نگفتنی دردهای من نگفتنی است
دردهای من گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست
درد مردم زمانه است
مردمی که کفهایشان درد میکند