درست لحظهای که فکر میکنند به امنیت رسیدهاند...
معمولیها به خیابان جیغ هجوم میآورند...
دروازهی خروجی خیابان جیغ مشکلآفرین میشود.
لوک، رسوس و کلئو میفهمند کارشان نیمه تمام مانده است.
حالا مسئلهی جدیتری خیابان جیغ را تهدید میکند: معمولیها!
۱۲ رمان
تامی دونباواند نویسنده انگلیسی ادبیات کودک بود؛ نویسندهای که ترس، شوخی و ماجراجویی را برای خوانندگان کمسن ترکیب میکرد.
او در لیورپول به دنیا آمد و علاوه بر نویسندگی، در اجرا، تئاتر و سرگرمی کودک هم تجربه داشت.
مجموعههایی مانند «خیابان جیغ» نشان میدهند که او از موجودات ترسناک برای ساختن فضای سرگرمکننده استفاده میکرد، نه برای وحشت سنگین.
دونباواند کودک را با هیجان و طنز وارد داستان میکند؛ ترس در آثارش معمولا با خنده و دوستی نرم میشود.
نوشتن برای کودک در این ...
آتش اژدها (خیابان جیغ 13)
لوک، رسوس و کلئو پس از تبعید به قعر زمین، وارد سیزدهمین ماجرا میشوند تا جانشان را نجات دهند. آنان باید برای برگرداندن آخرین یادگار، به سوی لانه اژدها در چین بروند؛ اما وقتی به خانه برمیگردند، ماجرای هولناکتری انتظارشان را میکشد.
چنگال گرگنما (خیابان جیغ 6)
خیابان جیغ پر از شگفتی است...
فقط یک یادگار دیگر مانده است تا لوک بتواند دروازهی ورود به دنیای خودش را پیدا کند و پدر و مادرش را از ترس و وحشت خیابان جیغ نجات دهد.
به این ترتیب شکار چنگال گرگنما آغاز میشود.
اما لوک، رسوس و کلئو از یک راز دور از انتظار، پرده برمیدارند، راز ساموئل اسکیپ استون، نویسندهای که ...
جمجمه گمشده (خیابان جیغ 5)
یک هیولای در خیابان جیغ ول شده...
سوار کار بیکلهی اسطورهای هنوز هم اهالی خیابان جیغ را به جنب و جوش میاندازد. اما وقتی کلهی تازهی او را میدزدند غوغا به پا میشود.
لوک، رسوس و کلئو خیلی زود وارد ماجرا میشوند.
لوک به دنبال یادگار بعدی است:
جمجمهی اولین اسکلت خیابان جیغ
لوک و دوستانش باید تلاش کنند تا سر را پیدا ...
زبان زامبی (خیابان جیغ 4)
زامبیها به خیابان جیغ میروند...
جشن مردگان، بزرگترین فستیوال موسیقی زامبیها، برگزار میشود.
ولی آقای اتو حوصلهی آواز و پایکوبی ندارد و سرپرست گروه موسیقی گوشت- خراش را به قعر زمین تبعید میکند.
زامبیها شورش میکنند.
لوک، رسوس و کلئو مجبورند به دنبال گروه موسیقی به اعماق تاریک زمین بروند تا آرامش به خیابان جیغ برگردد و بتوانند یادگار بعدی را پیدا کنند.
یتی گرسنه (خیابان جیغ 11)
یتیها، درندگان پشمالو آمادهاند تا همهچیز را بخورند! وین، زامبی بازنشسته گروه موسیقی، اکنون در تاریکترین عمق تبت زندگی میکند، پس گرفتن زبان وین به قدری برای لوک، رسوس و کلئو آسان بود که غافلگیر شدند. چیزی که بچهها اصلا فکرش را نمیکردند، بچه یتی گرسنهای بود که تا خیابان جیغ به دنبالشان آمده بود. وقتی مادر خشمگین به جستجوی ...