مجموعه داستان داخلی

ساعت عشق و چند داستان دیگر

مدت‌ها بود ذهنش درگیر شده بود. شب‌ها موقع خواب روزها هنگام کار یا درس خواندن این فکر مدت‌ها بود که حواس او را به کلی پرت کرده بود و به او اجازه تمرکز روی هیچ‌چیز دیگر را نمی‌داد.

مهدیس
9786009411931
۱۳۹۲
۱۲۰ صفحه
۳۰۷ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده فائزه حبابی
۱۴ رمان فائزه حبابی از نویسندگان ایرانی است که نامش در فضای ادبیات داستانی و آثار منتشرشده برای مخاطبان جوان‌تر دیده می‌شود. درباره جزئیات زندگی شخصی او اطلاعات عمومی و قابل اتکای زیادی در دسترس نیست؛ بنابراین تمرکز بر خود آثار و جایگاه نویسندگی او مهم‌تر از روایت‌سازی بی‌سند است. نوشته‌های این طیف از نویسندگان معمولا با نیاز مخاطب امروز به روایت روان، شخصیت نزدیک و مسئله قابل لمس همراه است. حبابی در مجموعه نویسندگان معاصر ایرانی قرار می‌گیرد که ادبیات را از فضای رسمی ...
دیگر رمان‌های فائزه حبابی
ستاره‌ام گم بود
ستاره‌ام گم بود مثل دیوونه‌ها از پله‌ها بالا می‌رفتم، صورتم عرق کرده بود و چشمام تار می‌دید. بدنم می‌لرزید و هزاران چرا، هزاران پرسش بی‌پاسخ دور سرم می‌چرخید. روزهای خوشم با آریا، روزهای تلخ جدایی، خنده‌ها و گریه‌های خودم، خنده‌ها و گریه‌های آریا، دیدن چهره افسرده و چشمای غم‌زده‌اش توی پارک جمشیدیه که انگار دنبال ستاره گم شده‌اش می‌چرخید، مثل پتک توی سرم ...
تقدیر را ترانه کن
تقدیر را ترانه کن نزدیک پارسا که رسید ایستاد، قامت مردی را برانداز کرد که احساس می‌کرد دیگر نمی‌شناسدش، زبانش بند آمده بود. دلش پر می‌کشید برای اینکه مثل سابق او را صدا بزند، صدایش را بشنود چون کودکی خودش را در آغوش او جا دهد. اما هرچه کرد نه دست پیش می‌رفت که او را لمس کند و نه یاری تکلم داشت...
قلب (بادزنگ شب ها می تپد)
قلب (بادزنگ شب ها می تپد)
حسن یوسف
حسن یوسف این کتاب روایتگر ماجرای زندگی ارسلان، پسر یونس یکی از تجار سرشناس فرش های نفیس تبریز است، که چندین حجره در بازار و چندین عمارت زیبا داشت. ارسلان هم که پسر ارشد بود و صاحب تمام مال و اموال پدرش، خلق و خویی کاملا متفاوت با پدرش داشت و منفعت طلب بود و برای رسیدن به قدرت و منفعت از ...
مشاهده تمام رمان های فائزه حبابی
مجموعه‌ها