مرگ بسیار آرام هر چند که میتواند فصلی از خاطرات نویسنده باشد، نوعی تفکر و تامل فلسفی درباره مرگ است، معمایی که همیشه ذهن آدمی را به خود مشغول داشته است.
۱۲ رمان
سیمون دوبوار، نویسنده، فیلسوف و فمینیست فرانسوی است و نامش با آثاری پیوند خورده که به زن، آزادی، اگزیستانسیالیسم، بدن و جامعه نزدیکاند. این معرفی قرار نیست فهرستوار باشد؛ مهمتر این است که بفهمیم خواننده چرا به سمت کتابهای او میرود.
در کار او، روایت معمولاً از یک نیاز روشن شروع میشود: گفتن قصه، ساختن جهان، ثبت تجربه، یا نزدیک شدن به مسئلهای انسانی. همین نقطه شروع باعث میشود متن فقط اطلاعات ندهد و حالوهوایی مستقل پیدا کند.
از آثار یا زمینههای ...
وانهاده
زنی که داستان پیرامون ماجرای او بنا شده، زنی است ساده و معمولی، که گرچه با کنجکاوی میتوان دریافت که دوبووار گوشههای پراکندهای از زندگی خود را در سرگذشت او گنجانیده است، اما در مجموع این زن شباهتی به سیمون دوبووار روشنفکر و صاحبقلم و پرآوازه ندارد.
همه میمیرند
مرگ آرام
اگر پزشک معالج مامان از همان نخستین نشانیهایش سرطان را دریافته بود چه پیش میآمد؟ تردیدی نیست که به وسیله اشعه با سرطان مبارزه میشد و ممکن بود مامان دو یا سه سال بیشتر زندگی کند. ولی در آن صورت از خصیصه دردش آگاه میشد و یا دست کم دچار سوءظن میگشت و پایان زندگیش را در میان دلهره میگذرانید. ...
بانوی شکسته
بانوی شکسته، قربانی سرگشته حیاتی است که برای خویش برگزیده، همانا وابستگی زناشویی که او را از هر چیز دیگر بیبهره میسازد...