طلاق. من هیچ وقت این کلمه را درست نفهمیده بودم فکر میکردم مثل مرگ از آن کلمههایی است که میدانی برای خیلی از آدمها پیش میآید. اما تا وقتی دور و بر خودت پیش نیامده توجهی به آن نمیکنی.
۵ رمان
باربارا پارک، نویسنده آمریکایی کودک، از چهرههایی است که نامش با بخشی از ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک گره خورده است. او با نام اصلی Barbara Park شناخته میشود و زندگی و کارش در مسیر نوشتن، تجربه و پیگیری جهان شخصیاش شکل گرفت.
زادگاه او Mount Holly, New Jersey, United States است و همین زمینه تاریخی و فرهنگی، در خواندن آثارش بیاهمیت نیست. زندگی نویسنده، چه آرام و چه پرحادثه، پشت بسیاری از انتخابهای روایی و فکری او دیده میشود.
از ...
میک هارته اینجا بود
من و پدر و مادرم با ماشین تا محل خاکسپاری میک رفتیم. در طول راه یک کلمه هم حرف نزدیم. من عقب نشسته بودم و حواسم بود که از خط فرضی وسط صندلی، که همیشه طرف من را از طرف میک جدا میکرد، رد نشوم...
دستم را جلو بردم و به موهای مادرم کشیدم.
او یک دستش را روی دست من گذاشت ...
مجموعه باربارا پارک
باربارا پارک، نویسندهی کتاب، خودش روانشناس کودکان است و میداند دربارهی چه چیزی حرف میزند و فراتر از آن بلد است چطور قصه تعریف کند.
ازدواج مادرم و بدبختیهای دیگر
نا را توی لغتنامه پیدا کردم نه آنی که معنیاش توان و قدرت است معنی آن نا یی را پیدا کردم که وقتی مادرتان دوباره ازدواج میکند به اول اسم پدر و خواهر و برادر جدیدتان میچسبد.
عملیات دک کردن کپک
تا جایی که یادم مانده هیچوقت از برادرم خوشم نمیآمد. هیچوقت. کار احمقانهای است که بخواهم جور دیگری وانمود کنم...
در واقع رابرت هر بلایی که بتوانید فکرش را بکنید بر سر من آورده اما هر کس بالاخره یک روز کاسه صبرش سرریز میکند و وقتی تحملش تمام شد، آستین بالا میزند و دست به کار میشود.
همان کاری که من با ...