انگار هیچکس نشنیده بود. سوت کشتی بار دوم به صدا درآمد تیز و کشدار بود و به دنبال آن 3 غرش پشت سرهم با شدتی که گوش را کر میکرد. مانند بار اول نه فریادی از کسی برخاست و نه کسی خود را عقب کشید حتی یک چین هم روی هیچ صورتی تکان نخورد.
۱۲ رمان
آلن رب گرییه، رماننویس و فیلمساز فرانسوی است و نامش با آثاری پیوند خورده که به رمان نو، مشاهده، تکرار، شیء و فرم تجربی نزدیکاند. این معرفی قرار نیست فهرستوار باشد؛ مهمتر این است که بفهمیم خواننده چرا به سمت کتابهای او میرود.
در کار او، روایت معمولاً از یک نیاز روشن شروع میشود: گفتن قصه، ساختن جهان، ثبت تجربه، یا نزدیک شدن به مسئلهای انسانی. همین نقطه شروع باعث میشود متن فقط اطلاعات ندهد و حالوهوایی مستقل پیدا کند.
از آثار ...
در هزارتو
«... بیرون آسمان همانطور سفید دلگیر باقی میماند. هنوز روشنایی روز باقیست. خیابان خالیست: آمد و شدی نیست، و عابری هم در پیادهرو نیست. برف میباریده؛ و هنوز آب نشده... درها بسته است. پنجرهها هیچکس را نشان نمیدهد چه چسبیده به شیشهها، چه حتی دورتر در وسط اتاقها. تخت بودن این فضا، علاوه بر این، اشاره به این است که ...
ژلوزی
اکنون سایه ستون ستونی که گوشه جنوب غربی سقف را نگه میدارد زاویه متقابل ایوان را به دو بخش مساوی تقسیم میکند. این ایوان راهرو پهن سرپوشیدهای است که سه سمت ساختمان را گرفته است. اکنون آ از در داخلی که به راهرو میانی باز میشود وارد اتاق شده است به پنجره که چهارطاق است نگاه نمیکند که اگر نگاه ...
طرحی برای انقلاب در نیویورک
آنچه در این کتاب مورد نظر آلن رب گرییه است،دنیای پر خشونتد و ددمنشانهای است که آدمهای قرن 21 به دست خودشان دارند زیستگاه خودشان را نابود میکنند