مجموعه داستان خارجی

زندگی عزیز

(Dear life)

به هر حال باید بیلی به خانه می‌رفت، جکسون او را کشید و آن‌ها توانستند دست‌های او را به گردن خود بیندازند و او را با خود بکشند. خوشبختانه خانه‌اش از مدرسه زیاد دور نبود. آن‌ها او را در خانه گذاشتند از پله‌ها پایین آمدند و بعد شروع به صحبت کردند.

مهرصفا
9786007337097
۱۳۹۳
۳۶۸ صفحه
۷۸۳ مشاهده
۰ نقل قول
آلیس مونرو
صفحه نویسنده آلیس مونرو
۲۱ رمان آلیس مونرو، نویسنده کانادایی و برنده نوبل ادبیات است و در میان خوانندگان با آثاری شناخته می‌شود که به زندگی زنان، خاطره، روستا، انتخاب‌های کوچک و پیامدهای بزرگ نزدیک‌اند. زندگی و کار او نشان می‌دهد که ادبیات می‌تواند از دل تجربه‌های فردی، جهان‌هایی عمومی و ماندگار بسازد. مسیر نویسندگی او با توجه به جزئیات انسانی شکل گرفته است. در نوشته‌هایش معمولاً شخصیت‌ها فقط حامل ماجرا نیستند؛ آن‌ها با گذشته، ترس‌ها، امیدها و انتخاب‌هایی روبه‌رو می‌شوند که داستان را پیش می‌برند. از آثار ...
دیگر رمان‌های آلیس مونرو
جان شیرین و 6 داستان دیگر
جان شیرین و 6 داستان دیگر آن طرف رودخانه، یک گله درخت همیشه سبز تیره بود، احتمالا سرو آزاد، اما آن‌قدر دور بودند که نمی‌شد به یقین گفت. و حتا دورتر از آن، روی دامنه‌ی تپه‌ی دیگری، خانه‌ای بود که از دور خیلی کوچک به نظر می‌رسید. رویش به طرف خانه‌ی ما بود. ما هیچ‌وقت به دیدن‌شان نرفتیمو با آن‌ها آشنا نشدیم. به چشم من شبیه خانه‌ی ...
پاییز داغ
پاییز داغ وقتی ازدواج کنند جایی نزدیک دریاچه سابوت می‌خریدند. نه خیلی نزدیک به والدین موری، و نه خیلی دور از آن‌ها، البته آنجا فقط یک اقامتگاه تابستانی به حساب می‌آمد. بقیه اوقات باید هر جایی که او کار می کرد زندگی کنند. آنجا ممکن بود هر جایی باشد، پرو، عراق، یا نواحی شمال غرب. گریس از فکر این سفرها خوشش آمد ...
بهترین داستان‌های آلیس مانرو
بهترین داستان‌های آلیس مانرو رز پس از مدتی به این نتیجه رسید که نخوت پاتریک زاییده ثروت‌اش است هر چند پاتریک از این بابت هیچ نخوتی در خود نمی‌دید. رز بعد آشنایی با خواهران پاتریک متوجه شد آن‌ها هم همین طوراند و از کسانی که اطلاعاتی درباره اسب‌سواری و دریانوردی ندارند بیزاراند و همین‌طور از کسانی که دانش موسیقیایی یا دانش سیاسی گسترده دارند. ...
می‌خواستم چیزی بهت بگم
می‌خواستم چیزی بهت بگم مانند معجزه یک زندگی کامل را خیلی کوتاه و مختصر و سریع روایت می‌کند... مانرو هنر و سلیقه‌اش را ماهرانه به کار می‌گیرد... نیویورگ تایمز.
زیر درخت سیب
زیر درخت سیب روزها می‌گذشت و من همچنان منتظر بودم، تا این که یک روز به زن‌هایی فکر کردم که این‌گونه فکرشان و زندگی‌شان را نابود کرده بودند. زن‌هایی که ماه‌ها و سال‌ها چشم به راه نامه‌ای مانده بودند، اما سرانجام هیچ‌کس برایشان نامه‌ای نفرستاده بود. خودم را تصور کردم که سال‌های زیادی گذشته است، موهایم دیگر سفید شده‌اند و من همچنان منتظرم. ...
مشاهده تمام رمان های آلیس مونرو
مجموعه‌ها