رمان خارجی

در جبهه غرب خبری نیست

در جبهه‌ی غرب خبری نیست، نگاهی ژرف به جنگ و دگردیسی ارزش‌های انسانی دارد. این رمان کلاسیک سال‌هات جزوه پرفروش‌ترین رمان‌هایی محسوب می‌شود که درباره جنگ نوشته شده است.

رضا جولایی
جویا
9789646092228
۱۳۸۵
۲۵۴ صفحه
۵۴۵ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده اریش ماریا رمارک
۸ رمان اریش ماریا رمارک رمان‌نویس آلمانی است؛ با روایت‌های ضدجنگ و تجربه نسل زخمی جنگ جهانی اول شناخته می‌شود. او با اوسنابروک، آلمان پیوند دارد و همین زمینه، مستقیم یا غیرمستقیم، در نوع نگاه و جهان روایی او دیده می‌شود. «در غرب خبری نیست» مهم‌ترین اثر اوست؛ رمانی که جنگ را نه از زاویه شکوه، بلکه از دل ترس، فرسودگی و نابودی جوانی نشان می‌دهد. رمارک ساده و عاطفی می‌نویسد؛ همین روش مستقیم، خشونت جنگ را بی‌واسطه‌تر منتقل می‌کند. او یکی از صداهای ماندگار ادبیات ...
دیگر رمان‌های اریش ماریا رمارک
دور باطل
دور باطل «دور باطل» اقتباسی قدرتمند از نمایشنامه‌نویس پیتر استون است که بر اساس رمان پایانی اریش ماریا رمارک، نویسنده تحسین‌شده آلمانی که بیشتر به خاطر در «جبههٔ غرب خبری نیست» شناخته می‌شود نوشته شده است. داستان این نمایش که در ابتدا «آخرین ایستگاه» نام داشت، در برلین و در روزهای پایانی پرهرج‌ومرج جنگ جهانی دوم اتفاق می‌افتد. ماجرای گروه کوچکی از ...
در غرب خبری نیست
در غرب خبری نیست شگفت‌آور این‌که میان همه آفریدگان، فقط برگزیده‌ترینشان، یعنی انسان است که دست به کشتار هم‌نوعش می‌زند. آتش جنگ را عده معدودی می‌افروزند و عده بی‌شماری تاوانش را پس می‌دهند. جنگ‌افروزان برای توجیه عمل وحشیانه‌شان همیشه آن را اقدامی قهرمانانه و افتخارآمیز جلوه داده‌اند. اریش ماریا رمارک با این کتاب مهر ابطال به همه این عوام‌فریبی‌ها زد و چهره واقعی جنگ ...
وقتی برای زندگی و وقتی برای مرگ
وقتی برای زندگی و وقتی برای مرگ این کتاب رمان گیرایی است که گوشه‌ای از جنگ جهانی دوم را نشان می‌دهد. این رمان داستان انسان‌هایی که سرباز می‌شوند نیست، بلکه داستان سربازانی است که به تاثیر اکسیر جنگ و مرگ، غرور و جاه‌طلبی خود را از دست می‌دهند و دوباره انسان می‌شوند. توفیق قهرمانان این داستان که می‌توانند در بحبوحه جنگ از لذت عشق و زندگی برخوردار ...
در غرب خبری نیست
در غرب خبری نیست
از عشق با من حرف بزن
از عشق با من حرف بزن ژان به هیچ‌چیز فکر نکن، سوال هم نکن. چراغ‌های کوچه و هزاران تابلو تبلیغاتی درخشان را می‌بینی؟ ما در قرنی رو به زوال زندگی می‌کنیم، حال آن‌که نبض زندگی در رگ‌های شهر می‌تپد. همه‌چیز از ما گرفته شده است و جز قلب‌هامان چیزی برای‌مان باقی نمانده. من توی ماه گم شده بودم و به طرف تو برگشتم، چون تو زندگی ...
مشاهده تمام رمان های اریش ماریا رمارک
مجموعه‌ها