رمان خارجی

بادبادک‌ها

رمان حاضر که بن مایه‌های موضوعی و تصویری خود را از واقعیت‌های زندگی خانواده‌ای فرانسوی با نام «فلوری» گرفته است، بازتاب عشق پسر و دختری است جوان به نام لودو و لیلا که پسر تحت سرپرستی عمویش آمبرواز همه‌ی عمر خود را صرف ساختن زیباترین بادبادک‌ها می‌کند و لودو نیز که جنگ جهانی دوم دلداده‌ی لهستانی تبارش را از او جدا کرده است، با یاد او و در جست‌و جوی او بادبادکی بزرگ در ذهن می‌سازد که آسمان آبی را در می‌نوردد تا مگر از عشق گم بوده‌ی خود نشان یابد.

توس
9789643154998
۱۳۹۳
۳۳۶ صفحه
۲۴۳۹ مشاهده
۰ نقل قول
رومن گاری
صفحه نویسنده رومن گاری
۲۹ رمان رومن گاری نویسنده، دیپلمات و خلبان فرانسوی بود؛ چهره‌ای پرماجرا که زندگی‌اش خود به اندازه رمان‌هایش داستانی به نظر می‌رسد. او در ویلنیوس به دنیا آمد و بعدها در فرانسه به یکی از نام‌های مهم ادبیات قرن بیستم تبدیل شد. گاری در جنگ جهانی دوم به نیروهای فرانسه آزاد پیوست و تجربه جنگ، تبعید و هویت چندگانه در آثارش بازتاب پیدا کرد. او نویسنده‌ای بود که میان زبان‌ها، کشورها و نقش‌های مختلف زندگی حرکت می‌کرد. شهرت او با آثاری مانند «ریشه‌های آسمان»، ...
دیگر رمان‌های رومن گاری
مردی با کبوتر
مردی با کبوتر این کتاب یک قصه هزل‌آمیز است. پر از مطایبه و سخره. قصه‌ای است درباره سازمان ملل: آدم‌هایش، اهدافش، راه‌کارهایش و عملکردهایش. به نوعی افشاگری است و در نتیجه خنده‌دار. کتاب پر است از استعاره، و خواندنش دقت می‌طلبد. اگر صحنه‌های کتاب را که بسیار به تصویر نزدیک‌اند، در نظر آورید حتما به هنگام خواندن کتاب مدام لبخند به لب خواهید داشت. ...
ریشه‌های آسمان
ریشه‌های آسمان
پیمان سحرگاهی
پیمان سحرگاهی پیمان سحرگاهی در حقیقت زندگی‌نامه رومن‌گاری به قلم خودش از دوران کودکی تا پایان جنگ جهانی دوم است. این کتاب به صورت مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه، اما پیوسته نوشته شده که محوریت زیادی بر روی رابطه پر مهر و عاشقانه نویسنده با مادرش دارد...
زندگی در پیش رو
زندگی در پیش رو او بچه‌یی‌ست که می‌بیند، خوب هم می‌بیند. تیز هم می‌بیند و همه را هم ضبط می‌کند. هم‌صحبت‌هایش یک پیرمرد مسلمان عاشق قرآن و عاشق ویکتور هوگو است و یک زن پیر زن درد‌مند. هر چند با بچه‌ها حرف می‌زند و بازی می‌کند، اما با آن‌ها یکی نمی‌شود. در مجاورت آن‌ها بچه نمی‌شود. او بچه‌یی‌ست ساخته نویسنده. اما بچه‌یی به شدت پذیرفتنی ...
پرندگان می‌روند در پرو بمیرند
پرندگان می‌روند در پرو بمیرند توی چمدان پر بود از اسباب بازی، عروسک، خرس‌های مخملی، کلاه‌گیس فرشته و تیله‌های رنگی. یک دست لباس بابانوئل هم بود: پیراهنی قرمز با حاشیه‌ای سفید، کلاه بی‌لبه‌ی منگوله‌دار و یک ریش سفید مصنوعی. مرد چمدان را بست، دست دختر جوان را گرفت و شروع کردند به راه رفتن طرف بزرگراه قدیمی، برف اسفالت را خیس کرده بود. جاده زیر ...
مشاهده تمام رمان های رومن گاری
مجموعه‌ها