رمان خارجی

زنگ‌ها برای که به صدا در می‌آیند

کتاب زنگ‌ها برای که به صدا در می‌آیند. نخستین رمان عامه پسند همینگوی است. مهارتی که همینگوی در نگارش این کتاب به کار برده بسیار ستودنی است و نشان از صلابت فکری و استعداد درونی او دارد. هیچ یک از آثار سابق این نویسنده بزرگ تا این اندازه با احساسات زنده، مکالمات زنده‌تر و قهرمانان فعال و پر انرژی سر و کار نداشته است. همینگوی، در این کتاب خشکی و خشونتی را که در دیگر آثار گذشته‌اش احساس می‌شد، کنار می‌نهد و در لابلای داستانش به تغزل می‌پردازد و گاه‌گاهی نیز حرکت سرنوشت بشری را در بازی با عشق و مرگ به تصویر می‌کشد و به شعار جدیدی روی می‌آورد. شعار جنگ به خاطر دموکراسی. گفتگوها و ماجراها در این کتاب به سبکی بسیار شگفت‌انگیز در یکدیگر درهم آمیخته و به صورتی زلال و تحسین برانگیز جریان می‌یابد.

علی سلیمی
جامی
9789642575930
۱۳۹۳
۴۸۸ صفحه
۷۹۰ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
ارنست همینگوی
صفحه نویسنده ارنست همینگوی
۴۳ رمان ارنست همینگوی، نویسنده و روزنامه‌نگار آمریکایی و برنده نوبل ادبیات، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در اوک پارک ایلینوی به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبان‌های مختلف گره خورده است. مسیر کاری او با روزنامه‌نگاری، جنگ، سفر و تجربه مستقیم خطر شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرم‌کننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغه‌های شخصی او تبدیل شوند. شهرت او بیش از همه با ...
دیگر رمان‌های ارنست همینگوی
خورشید همچنان می دمد
خورشید همچنان می دمد رمان خورشید همچنان می دمد، که به جان مایه ی نسلی از دست رفته شهرت دارد، یکی از شاهکارهای ارنست همینگوی و نمونه ای کلاسیک از سبک نگارش موجز اما قدرتمند اوست. رمان با نگاهی گزنده به سرخوردگی ها و هراس های نسل پس از جنگ جهانی اول، دو تا از به یاد ماندنی ترین شخصیت های همینگوی را به ...
آن سوی رود میان درختان
آن سوی رود میان درختان نمی‌دانم چقدر فرمانده گروهان از دست دادیم و جایگزین کردیم و باز از دست دادیم. آن‌ها هم نه درست کردنی‌اند نه کاشتنی که مثل سیب‌زمینی از این طرف بکاری و از آن طرف سبز شود... یادم هست که وقتی تیر می‌خوردند فکر می‌کردیم اگر همان‌جا با گلوله خلاص‌شان کنیم و به خاک بسپاریم، راحت‌تر از این است که برشان گردانیم ...
سرزمین غریب
سرزمین غریب میامی گرم و مرطوب بود و بادی که از خاک اورگلیدز می‌وزید دم صبحی هم پشه‌ها را با خود می‌آورد. راجر گفت: «به محض اینکه بشه از اینجا می‌ریم. فقط باید یه‌ کم پول جور کنم. چیزی از ماشین سر در می‌آری؟» ـ «نه خیلی»...
داشتن و نداشتن
داشتن و نداشتن تو زیاد آدم می‌کشی؟ اول وردستش را کشتی، حالا می‌خوای خود کاپیتان را بکشی؟ اونوقت کی می‌خواد ما رو برسونه آن طرف؟ رمان داشتن و نداشتن زندگی ناخدای یک کشتی ماهیگیری را تصویر می‌کند. سبک جزیی‌نگر و دیالوگ محور همینگوی در پرداخت صحنه‌های خشن این رمان، بدیع و تاثیرگذار است. به جز اقتباس‌های متعدد کارگردانانی چون هوارد هاکس، مایکل کورتیز و... ...
پیرمرد و دریا
پیرمرد و دریا او پیرمردی بود که با یک قایق کوچک پارویی در آب‌های خلیج، «کارش» مشغول ماهیگیری بود. هشتاد و چهار روز بود که برای ماهیگیری رفته بود بی‌آنکه حتی یک ماهی بگیرد. در چهل روز نخست پسر بچه‌ای با وی آمده بود اما پس از چهل روز که هیچ ماهی نگرفته بودند، والدین پسر به او گفتند که حالا دیگر بخت ...
مشاهده تمام رمان های ارنست همینگوی
مجموعه‌ها